اخلاق در کلام معصومین - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٤٩ - چهار اصل زندگي
را از بيت المال گرفتم با تو تقسيم مىكنم. او گفت: براى من كافى نيست. او نزد معاويه رفت و معاويه به وى صلهاى داد و او هم نامهاى به اميرالمؤمنين٧ نوشت و پولى را كه از معاويه گرفته بود به آگاهى حضرت رساند. اميرالمؤمنين٧ در پاسخ او اين نامه را نگاشت: امّا بعد، مالى كه در دست تو است، پيش از تو، در دست ديگرى بوده و پس از تو، به دست ديگرى مي افتد و تو از آن همان بهرهاى را دارى كه براى خدا برمىدارى؛ پس خود را بر فرزندت مقدّم بدار زيرا جز اين نيست كه تو مال را براى يكى از دو نفر گرد مىآورى: يا كسى كه با آن به طاعت خدا برخيزد كه در اين صورت، با آنچه تو بدبخت شدهاى او خوشبخت شده است، و يا فردى كه با پول تو به معصيت الهى كمر بندد كه در اين صورت، با آنچه تو براى او گرد آوردهاى به بدبختى كشانده شده است و هيچ يك از اين دو شايستگى آن را ندارند كه تو بر خويش مقدّمشان بدارى و براى او بارى بر دوش خود بنهى؛ پس براى آنكه گذشته است به رحمت خدا اميدوار باش و براى آنكه خواهد آمد به روزى خدا اعتماد كن.