اخلاق در کلام معصومین - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦٤ - معناي توکّل
توسّط خداوند عزّوجل که جز متوکّلان، از آن ننوشند و مهر آن را برندارند. خداي متعال فرمود: ٦و مؤمنان، تنها بر خدا توكّل کنند٥ و نيز فرمود: ٦بر خدا توكّل کنيد اگر ايمان آوردهايد٥. خداوند توكّل را کليد ايمان قرار داد و ايمان را قفل توكّل. حقيقت توكّل ايثار است و ريشه ايثار، مقدّم داشتن حقّ يك طرف است. شخص متوکّل، در توکّلش همواره يکي از دو چيز را بر ميگزيند: پس چنانچه معلول توكّل را که عالَم وجود است برگزيند حجابي (ميان او و خالق) شود و اگر بوجود آورنده توكّل را که همان خداوند سبحان است برگزيند پيوسته با خداي تعالي خواهد بود؛ پس اگر خواهي که متوکّل بر خدا باشي نه متوکّل بر معلول، بر روح خويش پنج تکبير (همانند نماز ميّت) بگو و آرزوها را چون وداع با زندگي (جدا شدن از تن) رها کن. كمترين حد توكّل آن است كه با همّت و فكر و انديش? خود در صدد تغيير مقدّرات و غالب شدن بر مقدار معيّن شده براى خود نباشى و بر همان قسمت مقرّر شده هم چشم ندوزى و بر آنچه از دستت رفته است خيره نشده و تاسّف نخورى چه بسا به واسطه يکي از اين دو، ايمانت را در حالي که خود خبر نداري، از دست بدهي.
وَ إِنْ عَزَمْتَ أَنْ تَقِفَ عَلَى بَعْضِ شِعَارِ الْمُتَوَكِّلِينَ فِي تَوَكُّلِهِ مِنْ إِثْبَاتِ أَحَدِ الْإِيثَارَيْنِ حَقّاً فَاعْتَصِمْ بِعُرْوَةِ هَذِهِ الْحِكَايَةِ وَ هِيَ أَنَّهُ رُوِيَ أَنَّ بَعْضَ الْمُتَوَكِّلِينَ قَدِمَ عَلَى بَعْضِ الْأَئِمَّةِA فَقَالَ لَهُ: اعْطِفْ عَلَيَّ بِجَوَابِ مَسْأَلَةٍ فِي التَّوَكُّلِ؛ وَ الْإِمَامُ كَانَ يَعْرِفُ الرَّجُلَ بِحُسْنِ التَّوَكُّلِ وَ نَفِيسِ الْوَرَعِ وَ