کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٦٤ - دلایل حرمت فیالجمله
برخِی از فقها به اِین آِیه استدلال کردهاند و «لهوالحدِیث» را مصداق غناء دانستهاند.١
اشکال بر استدلال به آِیه
دلالت آِیه بر حرمت غناء، قابل تأمّل است. آِیه در مقام نهِی از «کلام لهوِی» است؛ زِیرا موضوع آِیه «لهوالحدِیث» است که از باب اضافه صفت به موصوف خود است. آنچه در اِین آِیه، مبغوض خداوند دانسته شده، سخنِی است که مصداق لهو باشد؛ پس آِیه بر حرمت لهوِی دلالت دارد که از مقوله سخن باشد نه کِیفِیت صدا، درحالِیکه غناء، کِیفِیتِی در صوت است.
اِین آِیه، بهتنهاِیِی بر حرمت سخنان باطلِی دلالت دارد که انسان را از ذکر خدا غافل کند؛ بنابراِین حکم به حرمت غناء نمِیکند مگر اِینکه بگوِیِیم خداوند متعال، حکم را معلّق بر پدِید آمدن صفت لهوِیّت در سخن نموده و چون تعلِیق حکم بر وصف، مشعر به علِیّت وصف در حکم است، مِیتوان نتِیجه گرفت که اگر غناء نِیز داراِی ملاک لهوِیّت باشد، حرام است و واژه «لهو» به هر معنا و تفسِیرِی که تصوّر شود، شامل غناء مِیشود.٢
بعد از آنکه رواِیات ذِیل اِین آِیه، غناء را مصداق «لهوالحدِیث» دانست، نمِیتوان در برابر رواِیات، استدلالِی کرد. علاوه بر اِینکه در آِیه، تحرِیم لهوالحدِیث بهدلِیل اضلالِی است که با آن پدِید آمده است.
توجه به اِین نکته ضرورِی است که غناء به معناِی کِیفِیت صوت نِیز در مواردِی باعث اضلال از راه خدا مِیشود؛ ِیعنِی مصادِیقِی از غناء، سبب گمراهِی انسانها از راه حق مِیشود. توجه به غاِیتِی که در اِین آِیه براِی موضوع، بِیان شده، ما را به حرمت فِیالجمله غناء مِیرساند؛ ِیعنِی مِیفهمِیم برخِی مصادِیق غناء که در غاِیت با لهوالحدِیث،
١ . الخلاف، ج٦، ص٣٠٦؛ مصباح الفقاهة، ج١، ص٣٠٥؛ مهذّب الأحکام، ج١٦، ص١٠٩.
٢ . المواهب، ص٥٢٠.