کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٦٦ - دلایل حرمت فیالجمله
را از مقوله سخن مِیداند، درحالِیکه غناء از مقوله سخن نِیست بلکه کِیفِیّت صوت و اداِی سخن است؛ پس اِین رواِیات بر حرمت غناِی مورد بحث، دلالت ندارند.
رواِیات ذِیل اِین آِیات، همه ناظر به محتواِی غناء است بهگونهاِی که موضوع حکم، محتواِی سخن است و درباره خود غناء که کِیفِیت صوت باشد بِیانِی ندارد. مؤِیّد اِین سخن رواِیتِی است که در تفسِیر قول زور مِیگوِید: از موارد و مصادِیق قول زور آن است که شخص به فاعل غناء «احسنت» بگوِید. اِین احسنت گفتن، سخن است نه کِیفِیّت سخن.
شاهد دِیگر، سخن امام سجاد ٧ درباره کنِیزِی است صداِی خوب و خوشِی داشت. حضر ٧ به پرسشگر فرمود: «اشکالِی ندارد؛ آن را بخر تا بهشت را به ِیاد تو آورد». کنِیز مِیتواند با تلاوت قرآن، زهد و فضاِیلِی که غناء نِیست، ِیادآور بهشت باشد. اِین موارد سخن است نه کِیفِیّت سخن.
شاهد دِیگر بر اِینکه غناء در زبان رواِیات از مقوله سخن است نه کِیفِیّت سخن، «لهوالحدِیث» در آِیه دوم است؛ بنا بر اِینکه از قبِیل اضافه صفت (لهو) به موصوف (الحدِیث) باشد. اگر بخواهِیم از اِین آِیه، حرمت غناء را ثابت کنِیم، غناِیِی حرام است که محتواِی باطلِی داشته باشد؛ پس اِین رواِیات، دلالتِی ندارد که نفسِ کِیفِیّت صوت، هرچند در سخن باطل نباشد نِیز حرام است.
اِین اشکال به رواِیات ذِیل آِیه (وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ ...) نِیز وارد است؛ زِیرا مشاهد و مجالس زور که خداوند حاضر نشدگان در آن مجالس را مدح مِیکند، مجالس آوازخوانِی با سخنان باطل است.١
برخِی دِیگر از فقها گفتهاند: اِین آِیات بدون توجه به رواِیات باب غناء، بر حرمت غناء
١ . المکاسب المحرّمة، ج١، ص١٤٢.