کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٧٠ - مستثنای چهارم مراثی
صوتِی براِی مجالس فسق و فجور است ِیا اِینکه مناسب مجالس مؤمنان است. به عبارت دِیگر، قِید «لهو مطرب» را باِید عرف تشخِیص دهد و تا اِین قِید که «با مجالس اهل فسق و فجور، مرتبط است» پدِید نِیاِید، نمِیتوان به حرمت، حکم کرد.
صرف اِینکه متخصّصان تشخِیص دهند که مدّاحِی ِیا مرثِیهاِی شبِیه ِیا به سبک فلان آوازخوان است که با آلات موسِیقِی خوانده و در مجالس لهو و رقص به کار مِیرود، براِی تعِیِین مصداق غناء کفاِیت نمِیکند؛ زِیرا نمِیتوان چنِین مرثِیهاِی که در مجلس عزاِی اهلبِیت علِیهم السلام خوانده مِیشود، مردم با آن گرِیه مِیکنند و حزن، مجلس را فرا مِیگِیرد، لهو مطرب نامِید و مجلس را لهوِی دانست؛ هرچند در برخِی مصادِیق نِیز به تشخِیص عرف ممکن است مجلس عزاِی اهلبِیت علِیهم السلام بهدلِیل شِیوه خواندن مدّاح، شبِیه مجالس لهوِی شود؛ در اِین فرض، دِیگر نمِیتوان به جواز معتقد شد و مصداق غناء، پدِید آمده است.
در مجالس قرائت قرآن، صوت قارِی قرآن به هر اندازه اثربخش باشد، قِید مجلس لهوِی، پدِید نمِیآِید؛ زِیرا تعبِیر غناء از شأن قارِیان قرآن و مجلس قرائت قرآن، بسِیار بعِید است؛ بنابراِین در تعرِیف غناء باِید علاوه بر قِید ترجِیع و طرب که گذشت، قِید لهوِی بودن را نِیز اضافه نمود.
مستثناِی چهارم: مراثِی
فقها در استثناِی مراثِی امام حسِین و ساِیر معصومان؟عهم؟ از حرمت غناء، اختلاف دِیدگاه دارند؛ بنابراِین برخِی از فقها معتقد به جواز، برخِی معتقد به منع و برخِی دِیگر به خروج مراثِی از موضوع غناء معتقد هستند که در ادامه، اِین دِیدگاهها بررسِی مِیشود: