کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٦٥ - ادله دیدگاه دوم
تو نيست اگر آن را بخرى تا تو را به ياد بهشت بيندازد؛ يعنى با تلاوت قرآن و بيان زهد و فضايلى كه غنا نيست؛ ولى غناء، حرام است.
سند اِین رواِیت، مرفوع و ضعِیف است اما برخِی از فقها به آن استدلال کردهاند.١
عبارت «يَعْنِي بِقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَ الزُّهْدِ وَ الْفَضَائِلِ الَّتِي لَيْسَتْ بِغِنَاءٍ فَأَمَّا الْغِنَاءُ فَمَحْظُورٌ» دو احتمال دارد:
اول: سخن مرحوم صدوق، ذِیل رواِیت باشد؛
دوم: سخن امام سجاد ٧ باشد.
اگر سخن امام ٧ باشد، حجّت است و رواِیت، اساس در اِین باب مِیشود؛ زِیرا جمع رواِیات باب است. اگر قرآن را به گونهاِی بخوانِیم که ما را به ِیاد خدا بِیندازد، حلال است وگرنه با غناِیِی بودن صوت، حرام مِیشود. با مراجعه به مصدر رواِیت درمِیِیابِیم که اِین جمله، سخن مرحوم صدوق است و از رواِیت نِیست؛ در اِین صورت، بحث درباره کنِیزِی است که شخص را به ِیاد خدا مِیاندازد و به بحث غناء ارتباطِی ندارد.
مرحوم امام خمِینِی قدّس سرّه مِیگوِید: عبارت «يَعْنِي بِقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَ الزُّهْدِ وَ الْفَضَائِلِ الَّتِي لَيْسَتْ بِغِنَاءٍ فَأَمَّا الْغِنَاءُ فَمَحْظُورٌ» اگر سخن امام سجاد ٧ باشد، شاهد بر تمام رواِیات وارد در اِین موضوع و جمع مِیان آنها است؛ اما اگر سخن مرحوم صدوق باشد (چنانکه أقرب همِین است) صوت کنِیز آوازخوان که در رواِیت از آن پرسِیده شد، حمل بر صداِی خوش مِیشود؛ زِیرا حمل صوت به معناِی غناء، در زمان امام سجاد ٧ اصطلاحِی راِیج نبود و پساز آن و در دوران هارونالرشِید به اِین معنا راِیج شد. از سوِیِی، نکره بودن صوت در بِیان رواِیت، بر همِین گونه از زِیباِیِی در صدا دلالت دارد.٢
١ . کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٢٨.
٢ . المکاسب المحرّمة، ج١، ص٣٤٤.