فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٠ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
بارها به خداوند و آفرينش خدا نسبت داده شده به معنى اندازهگيرى و برنامهريزى در آفرينش است كه از معيارهاى الهى آفرينش و حاكم بر خلقت جهان و انسان مىباشد، بى برنامگى مديريت را از صلاحيت خارج مىكند و سازمان را تباه و نيروها و امكانات را نابود مىسازد.
٤. يكسونگرى
يكسونگرى مدير را از وسعت نظر باز مىدارد و او را در تصميمگيرى و عمل دچار اشتباه مىسازد. على (ع) فرمود:
«من جهل وجوه الاراء اعتيد الحيل» [١] .
كسى كه به آراء و انديشههاى گوناگون نام آشنا باشد و فقط به يكنظر تكيه كند و نتواند جوانبكار را خوب بشناسد دچار حيلهها مىگردد. راهحل اين آفت، بازنگرى در آراءمخالف و نقطه نظرهاى مختلف مىباشد.
٥. سستى اراده
اراده مديران، حركت ماشين سازمان است و آفت شناخت سرانجام، سستى اراده مىآفريند
«على قدر الرأى تكون العزيمه» [٢] .
سستى اراده موجب تأخير و سهلانگارى در انجام وظايف مىگردد و سرانجام به تضييع حقوق مىانجامد.
«من اطاع التوانى ضييع الحقوق».
قاطعيت لازمه ايمان است و تقويت ايمان راه علاج آفت سستى اراده است.
٦. خود محورى
خود محورى آفت سهمگينى است كه نه تنها اختلال در تصميمگيرى بوجود مىآورد اصولاً پىآمدهاى آن سازمان را به تباهى مىكشاند
«من استغنى بعقله ذل» [٣] .
خودمحورى نوعى استكبار درونى است كه آثار شوم آن در عملكرد سازمانى به مثابه استكبار در عمل سياسى و اقتصادى جامعه است اصولاً خودمحورى به تباهى مىانجامد.
«لا راى
[١] . رك: پيشين، ج ٥، ص ٦٢.
[٢] . رك: پيشين، ج ٤، ص ٣١٠.
[٣] . رك: كلينى، كافى، ج ٨، ص ١٩.