فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠١ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
لمن انفرد برایه» [١] .
٧. خشونت
آفت خشونت خنثی کننده نقش مدیریت است. زیرا نیروها را از انجام و يكپارچگی به دور و ارتباط آنها را با مدیریت قطع میکند و این درست برخلاف جهتی است که مدیریت باید درآن تلاشی مداوم داشته باشد.(وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غلِيظَ القَلْبِ لانَفَضُّوا مِنَ حَوَلِكَ فَاعَفُ عَنَهُمْ وَاِسْتَغْفِرْ لَهُمْ) [٢] .
٨. دخالت مستقیم درکارها
مراقبت و نظارت و اطلاع یافتن از مجارى امور در سازمان، نبايد مديريت را به دخالت مستقيم درمسؤولیتهای سازمان بكشائد. زيرا اين عمل اعتماد نيروها را از ميان مى برد وميزان كارايى آنها را كاهش میدهد و آنها را به سردى وبی تفاوتی و سرخوردئی وا میدارد.
٩. استتار و حاجت گرفتن
جدایی مدیريت از ارباب حاجت و استتار نسبت به نيروهاى سازمان تحت مديريتى، مدير را از واقعیتها دور میسازد و ارتباطات سازمان را مختل میكند و نظارت وی را ضعیف میگرداند
[٣] ">«واجعل لذوى الحاجات منك قسماً تفرغ لهم فيه شخصك وتجلس لهم مجلسا عاما».
٣در عهدنامه مالك اشتر، امام (ع) حاجت و دربان كرفتن مديران را مورد نكوهش قرار داده وآن را موجب بروز تنكناها شمرده است
«فان احتجاب الولاة عن الرعية شعبة من الضیّق».
[٤][١]. رك: مجلسى، بحار الانوار، ج ٧٥، ص ١٥٥،
[٢]. آل عمران، آیه ١٥٩.
[٣]، رك: نهج البلاغه، نامه ٨٣.
[٤]. همان.