فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٦ - دوره چهارم
زين الدين كاسى، كه محتسب شهر قزوين بود، دستور داده شد كه كليه ديوار نوشتهها را به بهانه اينكه اشعار عاشقانه است و منافى اخلاق و عفت عمومى است پاك نمايد و او نيز حتى اشعار مدح اميرالمؤمنين على (ع) را از ديوارهاى مساجد پاك نمود. [١]
شايد يكى از دلايل منسوخ شدن سازمان حسبه در ايران پس از سلاطين صفوى آن باشد كه اين سازمان بدليل انحرافش از خط اصلى امر به معروف و نهى از منكر حمايت علما و فقها را از دست داد و بتدريج از درون پوسيد و سرانجام منحل گرديد و گزارشهاى تاريخى از ادامه شكلى اين سازمان تا سال ١ [٢] ٩٤ حكايت دارد و در دوران قاجار واژه احتساب به معنى كنترل نرخها و نظافت شهر متداول شد كه گاه براى شخصيتهاى دربارى چون آغاسى محل درآمد محسوب مىشد.٢
همزمان با افول تدريجى سازمان حسبه يكبار ديگر حسبه به آغوش فقه و دين بازگشت و فقها و مراجع ضمن اجازات شرعى به نمايندگان امين خود، اجازه تصدى امور حسبيه را صادر مىنمودند.
دوره چهارم
ادامه دوره سوم در واقع به لغو تدريجى نظام حسبه و انحلال رسمى دستگاههاى حسبه منجر شد و چنان كه اشاره شد، نيروى انتظامى شرطه، جايگزين آن گرديد. لكن پس از نظامدهى جديد دستگاه قضائى در كشورهاى اسلامى كه با اقتباس از شيوههاى قانونى غرب صورت پذيرفت، مقررات حسبه و مصاديق آن دچار تجزيه شد و بخشى از آن كه متناسب با اعمال قضائى بود به قوه قضائيه محول گرديد.
امور حسبيه در عرف قضائى به آن دسته از مسائل اطلاق مىشود كه دادگاهها بايد بدون ملاحظه اينكه در مورد آنها اختلاف و مرافعهاى وجود دارد يا نه، وارد رسيدگى شده و تصميم نهايى را اتخاذ نمايند. [٣]
در قانون امور حسبى مصوب ٩ آبان ١٣١٨ در ماده اول، در تعريف امور حسبيه
[١] . رك: دكتر باستانى پاريزى، سياست و اقتصاد عصر صفوى، ص ٣٤.
[٢] . رك: حسنخان اعتمادالسلطنه، المأثر و الآثار، ص ١٢٠.
[٣] . رك: دكتر محمد جعفر جعفرى لنگرودى، ترمينولوژى حقوق، ص ٨٣.