فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٤ - مبحث پنجم تقسيم بندى امور حسبيه
اين نشان دهنده آن است كه مسأله ولايت فقيه امرى مسلم و مورد اتفاق بوده است.
مبحث پنجم: تقسيم بندى امور حسبيه
بر اساس تعريف گذشته، امور حسبيه عبارت از امورى است كه در جامعه بايد باشد و مسؤول مشخصى هم ندارد. كليه اين امور بر عهده حاكم شرع يا حكومت اسلامى است.
از امور حسبيه به امور قربى هم تعبير شده يعنى امورى كه براى خداوند و قربة الى الله انجام مىشود.
امور حسبيه را فقها تقسيمبندى كردهاند مثلاً امر به معروف و نهى از منكر جزو امورحسبيه و همچنين قضاوت و اجراء حدود و تعزيرات و منابع مالى دولت اسلامى از امور حسبيه هستند كه داراى ابواب مستقلى در فقه مىباشند.
از قبيل بحث ولايات: مانند ولايت پدر بر فرزندش و لايت قيم يا وحى و ولايت فقيه بعضى از عناوين امور حسبيه داراى عنوان خاص در فقه نمىباشند مانند ايجاد نظم در جامعه و كنترل اوزان و اصناف و كنترل تجارت داخلى و خارجى و كنترل صنعت و كشاورزى و استراتژيهاى مختلف در بخشهاى گوناگون اقتصادى از امور حسبيه هستند كه بر عهده دولت مىباشد.
به طور خلاصه مىتوان گفت امور حسبيه همان احكام سلطانيه و يا امور عمومى و حكومتى است كه بر عهده دولت مىباشد. بنابراين امور حسبيه قابل حصر نيست و هر زمان به تناسب همان زمان وظايف خاصى براى دولت اسلامى بوجود مىآيد مانند:
حفاظت از مرزها، مبارزه با قاچاق و مواد مخدر.
مىتوان گفت تمامى واجبات كفايى از امور حسبيه هستند. البته بايد توجه داشت كه امور حسبيه با اين تفصيل نياز به مشاركت دايمى مردم دارد چه اينكه واجبات كفايى بر عهده مردم نيز مىباشد لذا در قانون اساسى تعبير «با مشاركت مردم» در موارد متعدد ذكر شده است. مثلاً آموزش رايگان از وظايف دولت است ولى با مشاركت مردم. بدين ترتيب مىتوان تكاليف و وظايف دولت را به دو دسته تقسيم نمود:
الف - تكاليفى كه منحصراً بر عهده دولت است و وظيفه مردم نيست مانند مسائل