فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٩ - مبحث چهارم حق تأمين اجتماعى
براى كار و توليد نگاه مىكرد تحت فشار مسائل كارگرى و احزاب سوسياليستى ناگزير از انعطاف و قبول مسؤوليتهاى ناشى از تأمين اجتماعى گرديد. لكن در اين تحول بزرگ به امتياز بزرگى نيز دست يافت كه دست دولت از دخالت در امور اقتصادى كوتاه گرديد. [١]
تأمين اجتماعى همواره با يك سلسله فعاليتهايى جهت رفاه اجتماعى، خدمات اجتماعى و بيمههاى اجتماعى همراه مىباشد كه بر اثر، اين واژهها مترادف خوانده مىشوند، رفاه اجتماعى به معنى برخوردارى از همه آنچه كه نيازهاى مادى و معنوى فرد را در جامعه تأمين مىكند مانند خدمات اجتماعى كه به معنى فعاليتهاى سازمانيافتهاى كه هدفش كمك به سازش و تطابق متقابل افراد و محيط زندگى آنهاست.
بيانگر دو بُعد متفاوت تأمين اجتماعى است. برخى به طور خلاصه تأمين اجتماعى را چيزى جز تضمين درآمد نمىدانند [٢] و درنهايت مىتوان با توجه به ابعاد مختلف مسأله و نيازهاى مادى و معنوى اجتماعى افراد، آن را به امنيت معاش تعريف نمود.
اسلام قرنها پيش، نياز مادى و معاش نيازمندانى كه قادر به تأمين آن نيستند را در نظام اجتماعى و حقوقى خود نهادينه كرده و تحت عناوينى چند مانند محروم (از حق خود دورمانده)، فقير (ندار)، مسكين (درمانده) سائل (درخواستكننده كمك) و محتاج (نيازمند) تأمين معاش نيازمندان را مورد حمايت قرار داده است. به رغم تحول تاريخى عناوين فوق كه گاه به مفهوم منفى از آنها ياد شده و گاه اين عناوين مورد سوءاستفاده قرار گرفته، احكام مربوط به نهاد «تأمين معاش براى نيازمندان» همچنان جايگاه خود را در نظام اسلامى حفظ كرده است.
در ديدگاه اسلام اين نهاد اجتماعى براساس اصول زير و فلسفه مبتنى بر بنيادهاى ذيل بنا شده است.
الف - محرومان بر عهده جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند، حق شناختهشدهاى دارند. (وَ فِي أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ لِلسّٰائِلِ وَ اَلْمَحْرُومِ). [٣]
ب - در كمك و دستگيرى از نيازمندان ابتدا اين دست خداست كه كمكها را دريافت
[١] . رك: دكتر مهدى طالب، تأمين اجتماعى، ص ١٥-١٦.
[٢] . همان، ص ٣٧.
[٣] . ذاريات، آيه ١٩.