فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٨ - مبحث چهارم حق تأمين اجتماعى
چشم يك وظيفه بنگريم. [١]
از نكات جالب توجه در منزلت علم در ديدگاه اسلام آن است كه اهتمام به نياز انسان و جامعه به علم به گونهاى ديده شده است كه اسلام، علم را از حالت يك كالا براى مبادلات تجارى و انتفاعى به صورت مادى خارج نموده و آن را در حد مشتركات عمومى قرار داده و تعليم را رايگان اعلام نموده است و از ارتزاق به دين و علم به دليل نياز ضرورى عمومى مردم به آن دو نهى كرده است. و تجارت به علم يكى از علايم سوءاستفاده از علم خوانده شده است و در برخى روايات به درآمد حاصل از تعليم عنوان رشوه اطلاق گرديده است. [٢]
قانون اساسى به نحو ويژه به مسأله آموزش توجه نموده، تأمين آموزش رايگان را براى همه در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالى را در حد امكان از وظايف دولت برشمرده است و ايجاد امكانات عادلانه براى همه در تمام زمينههاى مادى و معنوى را متعهد گرديده است.
مبحث چهارم: حق تأمين اجتماعى
واژه تأمين اجتماعى اولين بار در سال ١٩٣٥ در كشورهاى صنعتى مطرح و با تعريفها و ساختارهاى متفاوت رواج پيدا كرد و بتدريج در برنامههاى كلان و سياستهاى كلى اقتصادى كشورها جايگاه حايز اهميتى را به خود اختصاص داد.
تأمين اجتماعى در انديشه غرب، تكنيكى بود كه جوامع صنعتى بدان وسيله، دين خود را نسبت به شهروندانى كه كار آنان دستمايه سرمايههاى كلان محسوب مىشد ادا نمايند و نيرو و حجم كار و توليد را افزايش دهند.
ليبراليزم حاكم بر كشورهاى صنعتى با وجود اينكه به تأمين اجتماعى به عنوان ابزارى
[١] . رك: همان، ص ١٦٩، ١٧١، ١٧٢ و ١٨٠ و ج ٧٨، ص ٢٧٧ و كافى، ج ١، ص ٣٠.
[٢] . رك: بحارالانوار، ج ٢، ص ٦٢ و ٧٨ و كافى، ج ١، ص ٣٥ و ٤٦ و صدوق، معانىالاخبار، ص ١٧٥ و من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٩٥.