فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٦ - مبحث سوم حق رشد و آموزش
الف - حق رشد
: انسان به تناسب استعدادهايى كه از فطرت و از زندگى جمعى كسب مىكند نياز به شكوفايى آن استعدادها يعنى رشد مناسب دارد و اين استعدادها ممكن است جسمانى، مادى، يا روحانى و معنوى باشد.
تلازم سلامت اين دو بعد انسانى كه از برخى تعابير اسلامى، مستفاد مىگردد. [١] مبين اين حقيقت است كه رشد در دو مرحله مادى و معنوى و يا جسمانى و روحانى بايد متناسب و به موازات يكديگر انجام پذيرد. و تلازم بين قدرت جسمى كه از شكوفايى استعدادهاى مادى انسان ناشى مىشود با قدرت روحى و معنوى كه از رشد آمادگيهاى درونى انسان سرچشمه مىگيرد امرى انكارناپذير است.
بنابراين هرگاه حق رشد در صحنه اجتماعى براى انسان مطرح مىشود تنها تخلق به اخلاق و ملكات حسنه انسانى و يا پرورش اندام و تربيت بدنى مد نظر قرار نمىگيرد، هركدام از اين انواع پرورشى مىتواند مصداقى براى حق رشد باشد. البته قهرمانپرورى و يا دانشى كه جايزه نوبل ببرد، امرى وراى حق رشد و آموزش مىباشد. تفاوت استعدادها در استيفاى حق رشد و تعلم موجب آن است كه مساوات در اين نوع از حقوق اجتماعى به گونه پيچيده و خاصى تفسير شود، مساوات در اين حق بدان معنى نيست كه همه از يك ميزان رشد و آموزش بهرهمند گردند. زيرا چنين مساواتى خلاف عدالت است.
رشد را مىتوان به توانايى بهرهگيرى از امكانات تفسير نمود كه در اين صورت با رشد به معنى شكوفايى استعدادها، متفاوت ولى متلازم مىباشد. [٢] قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران در چند مورد از آن جمله: در اصل سوم ايجاد محيط مساعد براى رشد فضايل اخلاقى براساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد تأكيد ورزيده است و نيز در اصل ٤٤ بر منظور نمودن حق رشد كارگران در برنامههاى اقتصادى اصرار ورزيده است.
ب - حق آموزش
: بىگمان هر دانشى ماهيتاً نور و مطلوب بالذات است و دانش خود
[١] . روح سالم در بدن سالم است.
[٢] . رك: استاد شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ٢، ص ٣١٢-٣١٤.