فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٥ - مبحث سوم حق رشد و آموزش
براى پى بردن به ديدگاه اسلام در اين زمينه كافى است كه به اين نكته توجه كنيم، تزكيه و تعلم از اهداف اساسى بعثت انبيا از منظر اسلام مىباشد و كار زمينهسازى براى رشد و آموزش از شئون انبيا و امرى الهى و مقدس به شمار مىآيد.
در متون اسلامى [١] اعم از قرآن و سنت و سخنان بزرگان دين در اين زمينه تعابير درخشان و چشمگيرى وجود دارد كه براساس مفاد اين نصوص مىتوان اسلام را دين علم و دين رشد انسانها ناميد، تا آنجا كه يكى از شاخصترين امتيازهايى كه طبقهبندى منطقى جامعه براساس آن انجام مىگيرد، دو امتياز دانش و تقواست. (يَرْفَعِ الله اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ وَ الله بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ). [٢]
علم و رشد هرچند تحت دو عنوان و به صورت دو مقوله مطرح مىشوند لكن در واقع دو مقوله متلازم و رابطه فيمابين آن دو، تعاطى متقابل مىباشد، هر ميزان از رشد بشرى مرحلهاى از دانش را به دنبال دارد و هر نوع آموزشى بر رشد آدمى مىافزايد.
رشد بدون علم جمود مىآفريند و علم بدون رشد بر تاريكى زندگى مىافزايد، پويايى و روشنايى راههاى زندگى بهتر و موفقيتآميزتر در رشد توأم با علم و آموزش توأم با رشد است.
مفهوم حقوقى اين حق آن است كه زمينه و راههاى مناسب براى رشد مورد نياز افراد و گروهها و نيز وسايل آموزش در حد نياز جامعه بايد براى همگان فراهم گردد و اين حق اجتماعى از دو ريشه نياز بشرى و نياز جامعه سرچشمه مىگيرد و با پيشرفت جامعه، نياز به اين حق بيشتر و راههاى منتهى به رشد و آموزش پيچيدهتر و متعالىتر مىگردد؛ به طورى كه هر مرحله از رشد و دانش نياز به مرحله بالاترى در رشد و آموزش را مىطلبد و جوامعى كه به مرحلهاى از رشد و دانش رسيدهاند، بيشتر به استيفاى اين حق نياز دارند.
در مورد اين حق نيز عنصر تكليف به وضوح ديده مىشود و از ديدگاه اسلام تلاش براى رشد بيشتر و كسب علم بالاتر از وظايف عمومى و واجبات كفايى شمرده مىشود.
[١] . رك: آل عمران، آيات ١٦٤، زمر ٩، حج ٥٤، بقره ٢٤٧، توبه ٩٣ و عنكبوت ٤٣. و نيز در مورد رواياترك: بحارالانوار، ج ١، ص ١٧٠ و كافى، ج ١، ص ٣٠ و وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٤٩، در كليه كتابهاى حديث اعم از مجموعههاى شيعه و اهل سنت، همواره بابى تحت عنوان علم ديده مىشود كه روايات زيادى تحت اين عنوان نقل شده است.
[٢] . مجادله، آيه ١١.