افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦١١ - أمِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام «تَوحِیدُه تمِیِیزُه عن خَلقِه، و حُکمُ التّمِیِیزِ بَِینونَةُ صفةٍ لابَِینونَةُ عُزلَة»
”تَوحِیدُه تمِیِیزُه عن خَلقِه، و حُکمُ التّمِیِیزِ بَِینونَةُ صفةٍ لابَِینونَةُ عُزلَة؛
واحد دانستن حق عبارت است از جداکردن و تمِیزدادن او را از خلاِیقش؛ و معنا و حکم اِین جداِیِی و تمِیز آن است که با صفت حاصل گردد، نه موجب بِینونت و جداِیِی به نحو عزلت گردد (که خود او و ذات اقدس او از مخلوقاتش بر کنار شوند).“
و جزا و پاداش امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام در افادۀ اِین حکمت شامخه و کلمۀ باذخه باِید خود خداوند بوده باشد که چقدر عالِی و جلِیل است و تا چه اندازه جمِیع قواعد توحِید و تجرِید و تَنزِیه و شکستن تشبِیه را دربردارد!
و راستترِین گفتارِی که بر آن غبارِی نمِیتواند بنشِیند آن است که:
”حقِیقت وجود مِن حَِیثُ هِی (ِیعنِی چنانچه فقط نظر به خودش کنِیم، نه به چِیزهاِی منضمّۀ به آن) در آن نه تعدّدِی وجود دارد و نه تکرارِی؛ بلکه هر حقِیقتِی از حقاِیق و هر ماهِیّتِی از ماهِیّات را چنانچه نظر به ذاتشان بنماِیِیم، مجرّد از غِیر ذاتشان، مستحِیل است تعدّدشان و تکرّرشان.“
و از جمله قواعد علم حکمت که همگِی بر آن اتّفاق نمودهاند آن مِیباشد که:
”حقِیقةُ الشِّیءِ لاتتثنِّی و لاتتکرَّرُ، و الماهِیّاتُ إنُّما تتکثَّرُ و تتکرَّرُ بالوجود؛ کما أنّ الوجودَ إنّما ِیتکثَّرُ بالماهِیّات و الحدود.
حقِیقت هر چِیزِی دوتا نمِیشود و تکرار نمِیپذِیرد، و فقط تکثّر و تکرّر ماهِیّات بهواسطۀ وجود است؛ همچنانکه تکثّر وجود بهواسطۀ ماهِیّات و حدود وجود مِیباشد.“
ِیعنِی مثلاً ماهِیّت انسان و حقِیقت نوعِیّۀ آن، تکثّرش فقط به اعتبار افراد عِینِیّه و مصادِیق خارجِیّۀ آن است، و تعِیّن آن از ناحِیۀ وجود مِیآِید و بهواسطۀ وجود است که ماهِیّت تکثّر و تکرّر حاصل مِیکند. و اگر وجود نبود، ماهِیّت منحِیث هِیَ نبود مگر هِیَ (ِیعنِی خود معناِی ماهِیّت بدون اندک شائبۀ تعِیّن و عروض وجود ِیا عدم به آن)، و در آن ابداً تعدّدِی و تکثّرِی حاصل نبود.
و همانطور که تکثّر و تکرّر ماهِیّت با وجود پِیدا مِیشود، همچنان است تکثّر و تکرّر وجود که با حدود و تعِیّنات و تقِیّداتِی که ماهِیّتها از آنها انتزاع