افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠٠ - حکم قرآن نسبت به تبعِیّت از شاعران ِیاوهگو
کجاندِیش و ستمپِیشه به راه و روش آنها مِیروند، و از افراد صالح و نزِیه کسِی متابعت اِیشان نمِینماِید؟
و لذا خداِی متعال در پاسخ مشرکِین، رسول خدا و کلامش را چنِین تعرِیف و تفسِیر مِینماِید:
(إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ)؛[١]
«اِین کتاب إلَهِی کلامِی است استوار که براساس انطباق با واقع نازل شده است و هِیچ بطلان و خطائِی در آن راه ندارد و عِین متن واقع کماهوهو در آن منعکس شده است * و کلامِی که براساس وهم و پندار تخِیّلِی و توهّمات باشد، در آن وجود ندارد.»
و ِیا در آِیهاِی دِیگر مِیفرماِید:
(نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ)؛[٢]
«روحالأمِین از ناحِیۀ پروردگار اِین قرآن را بر قلبت فرو فرستاد، که بهواسطۀ آن از زمرۀ پِیامبران گردِی.»
در اِینصورت آِیا ممکن است کلامِی که براساس توهّم و تخِیّل است و هِیچ تضمِینِی مبنِی بر انطباق آن با واقع نِیست، از جانب پروردگار بر قلب پِیامبر نازل گردد؟
در اِینجا از اِین فرد باِید سؤال شود: اِینکه مِیگوِیِید: «شاعران اِین تجربه را در وجود خوِیش مِیِیابند، ولِیکن پِیامبران در سطحِی عالِیتر و والاتر»، منظور چه شاعر و چه شعرِی است؟
اگر مقصود، هر شاعر و هر گونه شعر و نظمِی که سروده شود، حتِّی آنگونه از شعراِیِی که ذکرشان به مِیان آمد؛ پس باِید اذعان نمود که اِین سخن فقط از ِیک فرد دِیوانه مِیتواند صدور ِیابد، نه ِیک انسان عاقل و هشِیار.
تأِیِیدات الهِی و الهامات ملائکه بر شعراِی والا مقام
[١]. سوره طارق (٨٦) آِیه ١٣ و ١٤.
[٢]. سوره شعراء (٢٦) آِیه ١٩٣ و ١٩٤.