افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥١ - تبِیِین مقام خلِیفةاللهِی و استحقاق انسان براِی وصول به معرفةالذّات بهواسطۀ فناء ذاتِی
|
مشکل خوِیش بر پِیر مغان بردم دوش |
||||
|
کو به تأِیِید نظر
حلّ معمّا مِیکرد |
||||
|
دِیدمش خرّم و خندان قدح
باده به دست |
||||
|
و اندر آن آِینه صد گونه
تماشا مِیکرد |
||||
|
گفتم اِین
جام جهانبِین به تو کِی داد حکِیم |
||||
|
گفت آن روز که اِین گنبد
مِینا مِیکرد |
||||
|
بِیدلِی در همه
احوال خدا با او بود |
||||
|
او نمِیدِیدش و از
دور خداِیا مِیکرد |
||||
|
اِین همه شعبدۀ
خوِیش که مِیکرد اِینجا |
||||
|
سامرِی پِیش عصا و
ِید بِیضا مِیکرد |
||||
|
گفت: آن ِیار کزو گشت سر
دار بلند |
||||
|
جرمش اِین بود که اسرار
هوِیدا مِیکرد |
||||
|
فِیض روحالقدس ار باز
مدد فرماِید |
||||
|
دگران هم بکنند آنچه
مسِیحا مِیکرد |
||||
|
گفتمش سلسلۀ زلف بتان
از پِی چِیست |
||||
|
گفت حافظ گلهاِی از دل
شِیدا مِیکرد[١] |
||||
تبِیِین مقام خلِیفةاللهِی و استحقاق انسان براِی وصول به معرفةالذّات بهواسطۀ فناء ذاتِی
و لذا خداِی متعال بهواسطۀ قابلِیّت ذاتِی انسان براِی فعلِیّت بخشِیدن به اسماء و صفات الهِی در وجود خود، او را مستحقّ وصول به معرفةالذّات بهواسطۀ فناء ذاتِی در ذات خود گردانِید، و اِین همان مقام خلِیفةاللهِی است که با آن بر ملائکه فخر فروشِید، و خطاب: (من مِیدانم آنچه را که شما نمِیدانِید) به اِین جهت و امتِیاز برمِیگردد. و ملائکه از اِین نکته غافل بودند، زِیرا سعۀ وجودِی آنان اجازۀ ادراک اِین حقِیقت را در وجود انسان نمِیداد و آنها فقط به ساِیر جنبههاِی انسان اشراف و
[١]. دِیوان حافظ، غزل ١١١.