افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣١ - آل کاشف الغطاء، وحدت وجود و موجود را ملموس و برهانِی کرده است
ألا کلُّ شَِیءٍ ما خَلا اللهَ باطلٌ.“[١]
و اِین کلمه در ضمن و محتواِی خود، دربر دارد جمِیع آنچه را که عرفاء شامخ القدر و المقام فرمودهاند که: اشِیاء خارجِی عبارتاند از أعدام؛ زِیرا که باطل چِیزِی نِیست مگر عدم، و حق چِیزِی نِیست مگر وجود، بنابراِین اشِیاء همگِی باطلاند و أعداماند، و نِیست حِی و موجود مگر واجبالوجود.
آل کاشف الغطاء، وحدت وجود و موجود را ملموس و برهانِی کرده است
و جمِیع مطالب و مهمّاتِی را که آن گروه اهل کشف و عرفان و حقِیقت مِیگوِیند و بدان معتقدند، خداوند سبحانه بهواسطۀ همِین ِیک کلمه بر زبان شاعر عربِی که اکثر مدّت عمرش را در جاهلِیّت سپرِی نموده و در اواخر حِیاتش به شرف اسلام مشرّف گشته و اسلام آورده است، جارِی کرده است.
و پِیامبر اکرم که صادق امِین است، آن جوهرۀ ثمِینه و گهر عالِیقدر را که در کلام او جارِی شده است، گواهِی و تصدِیق فرموده است. و مثل آن گواهِی و شهادت گفتار فرزندش صادق اهل البِیت سلام الله علِیه مِیباشد که فرمود:
”العُبودِیّةُ جَوهَرَةٌ کُنهُها الرُّبوبِیّة.“[٢]
بلکه اگر إمعان نظر بنماِیِی در بسِیارِی از مفردات قرآن مجِید، آنها را به طور واضح و آشکارا براِی اثبات اِین غرض، وافِی و کافِی خواهِی ِیافت؛ مثل قول خداِی تعالِی:
[١]. و مصرع دومش اِین است: «و کلُّ نَعِیمٍ لامَحالةَ زائل» و پس از آن، اِین بِیت است:
|
سِوَِی جنّةِ الفردوسِ إنّ
نَعِیمَها |
ِیَدومُ و إنّ الموتَ لابُدَّ نازلُ |
[٢]. ِیکصدمِین باب از کتاب مصباح الشّرِیعة. و عبارت زِیر از نسخۀ حضرت حجّة الإسلام و فخر العلماء الأعلام، حاج شِیخ حسن مصطفوِی ـدام بقاؤُهـ نقل مِیشود (ص ٦٦):
«قال الصّادقُ علِیهالسّلام: ”العُبودِیّةُ جَوهَرَةٌ کُنهُها الرُّبوبِیّة؛ فما فُقِدَ مِنَ العُبودِیّةِ وُجِدَ فِیالرُّبوبِیّةِ، و ما خَفِِیَ عن الرُّبوبِیّةِ أُصِیبَ فِی العُبودِیّة.“
قال اللهُ تعالِی: (سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ)؛ أِی مَوجودٌ فِی غَِیبَتِک و فِی حَضرتک.»
و معناِی فقرۀ اوّل اِین است: «عبودِیّت حق تعالِی جوهرهاِی است که حقِیقت و ذاتش ربوبِیّت است.»