افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٢ - مصادِیقِی براِی شعور و ادراک موجودات عالم
و سنگها به رسول خدا عرض ادب و سلام و اداءِ شهادت نمودهاند،[١] و ِیا اِینکه همزمان با تسبِیح و ذکر مولا امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام در و دِیوار به ذکر و تسبِیح در مِیآمدند،[٢] و ِیا اِینکه پس از شهادت سِیّدالشّهدا علِیهالسّلام تا سه روز هر سنگِی را که از روِی زمِین برمِیداشتند خون تازه از زِیر آن نماِیان مِیشد،[٣] و همِین مطلب را دربارۀ امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام در بِیتالمقدس گفتهاند،[٤] و اِینکه مرغابِیان هنگام خروج امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام دامن او را به منقار مِیگِیرند و نمِیگذارند حضرت به سمت مسجد حرکت کند،[٥] همه و همه حکاِیت از اِین مرتبۀ شعور و معرفت دارد.
|
باد را بِیچشم اگر بِینش نداد |
فرق چون مِیکرد اندر قوم عاد |
|
|
چون همِیدانست مؤمن از عَدو |
چون همِیدانست مِی را از کدو |
|
|
آتش نَمرود را گر چشم نِیست |
با خلِیلش چون تَجَشُّم
کردنِی است |
|
|
گر نبودِی نِیل را آن نور دِید |
از چه قِبطِی را ز سِبطِی مِیگُزِید |
|
|
گر نه کوه و سنگ با دِیدار شد |
پس چرا داود با او ِیار شد |
|
|
اِین زمِین را گر نبودِی چشمِ جان |
از چه قارون را فرو خورد آنچنان |
|
|
گر نبودِی چشمِ دل حَنّانه را |
چون بدِیدِی هجر آن فرزانه را |
|
|
سنگ رِیزه گر نبودِی دِیده وَر |
چون گواهِی دادِی اندر مُشتْ دَر |
|
|
اِی خِرَد، بَرکَش تو پَرُّ و بالها |
سوره بر خوان زُلزِلَت زِلزالَها |
[١]. الأمالِی، شِیخ طوسِی، ص ٢٨٣؛ مناقب آل أبِیطالب، ابنشهرآشوب، ج ٢، ص ٣٢٦؛ بحار الأنوار، ج١٧، ص ٣٧٣؛ ج ٤١، ص ٢٥١.
[٢]. جهت اطلاع بِیشتر پِیرامون تسبِیح موجودات رجوع شود به شرح فصوص الحکم، قِیصرِی، ص ٥٠٩.
[٣]. کامل الزِّیارات، ص ١٦٠؛ مدِینة المعاجز، ج ٤، ص ١٨٦.
[٤]. شرح إحقاق الحق، ج ٨، ص ٧٦٣؛ ج ١١، ص ٤٨٧؛ ج ٢٧، ص ٤٠٦؛ ج ٣١، ص ٤١٦ و ٤١٧.
[٥]. تارِیخ ِیعقوبِی، ج ٢، ص ٢١٢؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ٢٣٨.