افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٩٠ - نقد منکرِین مسئلۀ وحدت وجود به سبب تنافِی آن با قوانِین فِیزِیک
تجربه و تخصّص ِیک فِیزِیکدان فقط در محدودۀ مادّه (ماترِیال) منحصر مِیشود و از اِین محدوده به اندازۀ سر سوزنِی نمِیتواند پا فراتر بگذارد؛ درحالِیکه در مسئلۀ وحدت وجود، رِیشه و مبدأ اِین نظرِیه به بساطت و صرافت وجود برمِیگردد نه به وجود مادِّی و دنِیوِی و عنصرِی و فِیزِیکِی، تا جناب اِینشتِین بگوِیند: دائرۀ هر وجودِی با وجود دِیگر متفاوت است و اِین تفاوت در محدودِیّت مولکولها و اتمها، آن را از سراِیت اتمها و مولکولهاِی دِیگر منع مِینماِید.
جناب اِینشتِین تصوّر کردهاند که مفهوم وجود فقط در موجودات مادِّی خلاصه و مصداق خواهد داشت، و از آنجا که موجود مادِّی داراِی ابعاد سهگانۀ طول و عرض و عمق مِیباشد، اِین تحدّد به جهات ثلاثه موجب امتِیاز و افتراق او با مادّۀ دِیگر و موجود دِیگر شده است و بر اِین اساس، مسئلۀ وحدت که عدم وجود بِینونِیّت و امتِیاز و افتراق بِین دو شِیء است، در اِینجا منتفِی مِیباشد.
اگر اِیشان سواد فلسفِی و بِینش عقلانِی داشتند و به کتب فلاسفه و حکماِی اسلام مراجعه مِیکردند، درمِیِیافتند که بهطور کلِّی در مسئلۀ وحدت وجود، بحث و سخن از وجود مجرّد است نه وجود مادِّی؛ و وجود مادِّی، به تبع و دنبالۀ وجود مجرّد در اِین بحث ورود پِیدا مِیکند نه استقلالاً.
در اِینکه هر وجود مادِّی داراِی محدوِیّتِی است که از جهت فِیزِیکِی، او را از ساِیر موجودات متماِیز مِیکند، شکِی نِیست و اثبات اِین مسئله نِیاز به نظرِیّۀ جناب اِینشتِین ندارد بلکه هر طفل پنج سالهاِی اِین مطلب را درک مِیکند و مِیفهمد! و امّا آنچه که نِیاز به ادراک عالِی و بِینش راقِی و بحث و تحقِیق بسِیار دارد، فهم صحِیح حقِیقت وجود و کِیفِیّت صرافت آن و بساطت آن است که نهتنها جناب آلبرت اِینشتِین، که بسِیارِی از علماِی ما متأسّفانه از توفِیق وصول به اِین حقاِیق محروم و بِینصِیب ماندهاند، و با اِیراد سخنانِی عارِی از اتقان و متانت، موجب وهن و تنزّل شئون علم و معرفت مِیگردند.
در مسئلۀ وحدت وجود، سخن اِین است که وجود حضرت حق که وجودِی