افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٥ - اصل مسلّم و خدشهناپذِیر وحدت وجود
اِین سخن تقاضا دارم به ِیکِی از عرفاء شامخِین و ِیا فلاسفه و حکماِی اسلامِی که بحمدالله آثار نورانِی و ثمرات حِیاتبخش آنان سراسر فرهنگ و مبانِی تشِیّع را فراگرفته است و همِین آثار موجب افتخار مکتب تشِیّع بر ساِیر مکاتب و ادِیان گردِیده است، اشاره کند که دربارۀ وحِی و قرآن کرِیم ِیکچنِین چرندِیاتِی را معتقد است. بزرگان از عرفاء و فلاسفه، نامشان در کتب، مذکور و آثار و تألِیفاتشان به طور وفور در دسترس همگان مِیباشد؛ در کدام کتاب و تألِیف، عارف و ِیا فِیلسوفِی را مشاهده مِیکنِید که چنِین سخنانِی را بر زبان و قلم خوِیش آورده است؟ نشان بدهِید! اِین افراد باِید متوجّه باشند که افتراء و تهمت، همچنانکه نسبت به اشخاص و افراد برِیء و بِیگناه، حرام و موجب عقاب و غضب الهِی است، همِینطور بهتان و کذب نسبت به مکتب و مبانِی ِیک فکر و اندِیشه نِیز حرام و موجب غضب و سخط پروردگار مِیباشد.
تبِیِین حقِیقت مسئلۀ وحدت وجود
اصل مسلّم و خدشهناپذِیر وحدت وجود
مسئلۀ وحدت وجود، اصل مسلّم و خدشهناپذِیر حکمت و عرفان الهِی و مکتب اهلبِیت علِیهمالسّلام است و بههِیچوجه، هِیچگونه شبهه و تردِیدِی بر قامت استوار و سرفراز اِین بنِیاد آهنِین و اساس تشرِیع و دِیانت الهِی، راست نمِیآِید! حال اگر کسِی نتوانسته است چنِین اندِیشهاِی راسخ و حبلالمتِین قوِیم و متقن را فهم کند، به خود مراجعه نماِید و جهل خوِیش را سبب و علّت فقدان معرفت و نقصان دراِیت بشمارد.
مرحوم علاّمه والد ـرضوان الله علِیهـ در توحِید علمِی و عِینِی، ص ٣٢٧ در اِینباره چنِین مِیفرماِیند:
... بنابراِین کسانِی که به وحدت وجود اعتراض و اِیراد دارند، ابداً معناِی آن را تعقّل ننمودهاند! وحدت وجود، با توحِید که مبناِی اساس شراِیع إلهِیّه و بالأخص دِین حنِیفِیه اسلام است، ِیک معنا است؛ وحدت، مصدر باب لازم و مجرّد است و توحِید، مصدر باب متعدِّی و مزِیدٌفِیه. الله اکبر، و لا إله إلاّ الله معناِیش همِین حقِیقت بزرگ است.
اِینها مِیگوِیند: وحدت وجود، ِیعنِی همه چِیز خداست، سگ خداست، کافر خداست، زانِی خداست؛عِیاذًا بالله! کجا معناِی وحدت اِین است؟! در کدام کتاب خواندهاِید و ِیا از کدام مؤمن عارف موحّد شنِیدهاِید؟!