افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٥١ - نقد مدّعاِی صاحب مقاله در عدم علم پِیامبر بر تارِیخ گذشتگان و دانش زمان خوِیش و علوم امروزِی
به علوم زمان خوِیش جاهل باشد، تا چه رسد به علوم و دانشهاِی ازمنۀ پس از خود![١]
بهطور کلِّی بِیاساس و فاقد ارزش علمِی خواهد بود.
مورّخ تنها هنرِی که دارد اِین است که حادثه و واقعهاِی را که خود با چشم دِیده و ِیا از زبان کسِی شنِیده و ِیا در جاِیِی خوانده، آن را ثبت و ضبط نماِید و همانطور که آن حادثه در خارج صورت پذِیرفته بدون کم و کاست به رشتۀ تحرِیر درآورد؛ و نِیز دانشمندِی در استحصال نتِیجه و آگاهِی و کشف علمِی موفّق خواهد بود، که به کمک تجربههاِی متوالِی و گوناگون در رشتهاِی خاص از نقطهاِی معلوم و روشن، به پدِیدهاِی مبهم و مجهول دست ِیابد. و چهبسا آن مورّخ و ِیا اِین مکتشف و دانشمند در ثبت حوادث و کشف مجهولات، ناکام مِیمانند و ِیا کشفِی جدِید، خط بطلانِی بر کشف قدِیم مِیکشد و تارِیخ مصرف آن را به پاِیان مِیرساند؛ و اِین مسئله همچنانادامه خواهد ِیافت، چنانچه نظِیر اِین مطلب در کِیفِیّت پِیداِیش کهکشانها و نِیز تئورِی خلقت انسان به چشم مِیخورد.
و سرّ اِین مسئله در اِین است که مورّخ و دانشمند با ابزارِی ارتباط دارند که هوِیّت و ماهِیّتشان در بستر زمان و مکان تحقّق پِیدا مِیکند، و طبِیعِی است که حوادث خارجِی در عالم مادّه در وجود و تحقّقشان پِیوسته به زمان و مکان نِیازمند مِیباشند، و بنابراِین اطّلاع انسان بر اِین حوادث چهبسا همراه با خطا و نقصان و فقدان اعتبار و وثاقت کافِی باشد؛ مثلاً کافِی است چشم در دِید خود دچار خطا شود و ِیا گوش، صوت را به صورت دِیگرِی بشنود، و ِیا نوِیسندهاِی هنگام نوشتن ِیک حادثه و ثبت آن در کتاب دچار حواسپرتِی شود، و بر اِین قِیاس.... و لذا مِیبِینِیم بسِیارِی از مورّخِین در ثبت وقاِیع به اشتباه افتادهاند و چهبسا تارِیخها و مکانها و خصوصِیّات وقاِیع و حوادث را به اشتباه ثبت نمودهاند، و اِین امرِی است طبِیعِی.
[١]. همان.