افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٠٨ - کِیفِیّت تشکّل و صورتبندِی حقاِیق بِیصورت عوالم مجرّده در عوالم مثال و مادّه
حال پس از توضِیح اِین مسئله مِیگوِیِیم: همچنانکه سلسله مراتب علّت و معلول از عالم تجرّد و لوح محفوظ، ِیک حادثه و واقعِیّت بِیصورت را در مراتب نازله، به واقعِیّت و حقِیقت با صورت و مادّه تبدِیل مِیکند، چنانچه ما آن واقعه را در اِین عالم با چشم و گوش و اعضاء و جوارح خود احساس مِیکنِیم؛ همانطور سلسلۀ علل و معلولات در مسئلۀ وحِی، آن واقعِیّت بدون صورت و بدون مادّه و هِیئت را به واقعِیّتِی صورِی و هِیئتِی مبدّل و متحوّل مِینماِیند، بهنحوِیکه آن واقعِیّت را اگر پِیامبر در خواب مِیدِید چگونه داراِی صورت و هِیئت خاص مشاهده مِینمود، اکنون نِیز بهواسطۀ وحِی، به همان صورت و هِیئت مخصوصه مشاهده مِیکند بدون ذرّهاِی نقصان و زِیاده. در واقع حقِیقت مکاشفات به اِین نکته بازمِیگردد، ولِی ما به آن مکاشفات وحِی نمِیگوِیِیم، درحالِیکه حقِیقتاً آنها مشمول قاعدۀ وحِی مِیشوند.
نکتهاِی مهم در اِینجا وجود دارد که بستگِی تام به بحث نزول وحِی دارد، و آن کِیفِیّت تشکّل و صورتبندِی حقاِیق براساس واقعِیّتهاِی نهفته و پنهان از انظار است. مطلبِی که از دِیدگاه بسِیارِی از افراد مستور و مخفِی مانده است، تقدِیر و مشِیّت الهِی در صورتگرِی حقاِیق و امور باطنِی و غرائز و صفات به صورتهاِی مختلف است؛ مثلاً تقدِیر الهِی در نزول فِیض علمِی و معرفتِی، به صورت شِیر در عالم مثال و برزخ است، و ِیا فِیضان نور و بهاء از جانب پروردگار در عالم مثال به شکل آب مِیباشد، و ِیا ثروت به صورت ماهِی و ِیا تعلّق به دنِیا به صورت مار و ِیا درِیوزگِی و فقر به صورت موش، و همچنِین بِیغِیرتِی و شهوترانِی در افراد به صورت خوک، و قساوت و درندگِی به شکل گرگ و پلنگ، و مسخرهبازِی و انجام امور کودکانه و ابلهانه به صورت مِیمون، و نفهمِی و بلاهت به شکل الاغ؛ و در مقابل، صفات و ملکات حسنه، به صورِی چون گل و کبوتر و غزال و پرندگان خوش رنگ و نگار متصوّر مِیگردند. و از اِین باب است افرادِی که در خواب و مکاشفات به صورتهاِی حِیوانات وحشِی ظاهر شدند، که حکاِیت از خبث باطن و اشتغال به امورِی ناپسند و مذموم دارد.