افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٦٥ - عدم منافات ارادۀ حضرت حق و ارادۀ پِیامبر اکرم در نزول جبرئِیل
هم مِیبافِیم و به طرف تحوِیل مِیدهِیم؛ ولِی رسول خدا اِینگونه نِیست، وجودش صدق محض است، صفاء محض است، خلوص محض است، او براِی خود شأنِی و مقامِی احساس نمِیکند تا نگران به خطر افتادن آن باشد، لذا وقتِی که احساس مِیکند که ارادۀ الهِی بر تأخِیر پاسخ است، صراحتاً به آنها مِیگوِید: «باِید در انتظار وحِی از ناحِیۀ پروردگار بنشِیند!»
حال سؤال اِین است که: مگر خداِی متعال نسبت به پاسخ مشرکِین عاجز بود، که نزول جبرائِیلش را به تأخِیر انداخت و آن را موکول به فرصتِی دِیگر نمود؟! پس اگر مصلحت، در تأخِیر باشد چرا ما تأخِیر در پاسخ را باِید دلِیل بر جهل و عدم اطّلاع رسول خدا از قضِیّۀ ذوالقرنِین و روح بدانِیم؟ و شما که تفسِیر و فهم اجماع مفسّران را دلِیل بر جهالت رسول خدا مِیدانِید، در کجاِی اِین آِیات سخن از عدم اطّلاع و بِیخبرِی رسول خدا به مِیان آمده است؟ و مگر فهم مفسّران براِی ما حجّت است و کلام آنان چون کلام معصوم علِیهالسّلام مِیباشد؟ در مسئلۀ حجِّیت اجماع بر فرض حجِّیت، محسوس و منقول آن مورد بحث است نه حدس آن؛ چه رسد به عدم حجِّیت، چنانچه اِین مطلب را در رساله عدم حجِّیت اجماع به اثبات رساندهاِیم. والله العالم.
عدم منافات ارادۀ حضرت حق و ارادۀ پِیامبر اکرم در نزول جبرئِیل
بنابراِین هِیچکدام از دو قضِیّۀ فوق و بالتّبع آِیات مربوط به آنها، دلالت بر عدم اطّلاع رسول خدا از حقاِیق وحِیانِی پِیش از نزول جبرائِیل ندارند و نِیز دلالتِی بر عدم نزول جبرائِیل توسّط رسول خدا نخواهند داشت، و در اِین راستا دلالتِی بر منافات ارادۀ پروردگار بر نزول جبرائِیل و ارادۀ رسول خدا بر آن نمِیتوانند داشته باشند.
و در اِین مورد نظر خوانندگان محترم را به مطالعۀ توحِید افعالِی در قسمت اوّل کتاب، بخش کِیفِیّت قبض روح پروردگار که در برخِی از آِیات آمده است و نِیز قبض روح ملکالموت در برخِی دِیگر و همچنِین قبض روح ملائکه مقرّب در پارهاِی از آِیات دِیگر جلب مِیکنم.