افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٥٣ - نقد بر صاحب مقاله در نحوۀ نزول حقِیقت ربوبِی وحِی از درِیچۀ نفس قدسِی رسول خدا
از خواصّ محرمان حرِیمِ إله در اِین عرصه درنوردِیدهاند، با توهّمات و تخِیّلات التقاطِی خوِیش غبارآلود و مشوّه نماِید؛ غافل از اِینکه: آن کسِی که به اِین حقِیقت عرشِی معترف و مقرّ است دِیگر اختِیار و ارادهاِی را براِی رسول خدا جز اختِیار و ارادۀ حضرت حق نمِیپندارد، و در درون مطهّر رسول خدا مشِیّتِی را مقابل مشِیّت پروردگار نمِیِیابد.
صاحب مقاله در جنبۀ بشرِی بودن رسول خدا به گوشت و پوست و استخوان او مِینگرد و آن را همگون با خود مِیِیابد؛ ولِی از اِین نکته غفلت ورزِیده است که: رسول خدا بودن به گوشت و پوست نِیست و به تفکّرات مادِّی و تخِیّلات حِیوانِی و توهّمات نفسانِی تعلّق نمِیگِیرد، به سرّ و قلب و جان آن حضرت بستگِی دارد نه به اطوار بشرِی و افعال ظاهرِی.
ما که در کنار رسول خدا مِینشِینِیم، چِیزِی از آن حضرت جز حرکت چشمها و تکلّم زبان و لبخند و سخنانِی که از دهانش به سمع ما مِیرسد نمِیفهمِیم؛ و از اِین جهت، او را با خود قِیاس مِیکنِیم و سخنان او را بر سخنان خود ترجِیح مِیدهِیم و چهبسا همچون عمر در بسِیارِی از موارد، فکر و نظرِیّۀ خود را بر او تحمِیل مِینماِیِیم و او را به اطاعت و متابعت از آراء خود فرامِیخوانِیم و با کلمات بِیشرمانهاِی چون: «أنَا زَمِیلُ محمّد [صلِّی الله علَِیهِ و آلِه]؛[١] من همطراز و همسان با محمّد هستم!» خود را در ردِیف و مرتبۀ او مِینشانِیم و با غصب خلافت از وصِی و جانشِین بلافصلش، احکام و تکالِیف را تغِیِیر مِیدهِیم. تمام اِین انحرافات از آنجا نشئت مِیگِیرد که به باطن و قلب و سرّ رسول خدا راه نِیافتهاِیم؛ آرِی:
|
باز ارچه گاهگاهِی بر سر نهد کلاهِی |
مرغان قاف دانند آِیِین پادشاهِی[٢] |
[١]. الغدِیر، ج ٦، ص ٢١٣؛ شرح نهجالبلاغة، ابنأبِیالحدِید، ج ٣، ص ٢٨؛ تارِیخ طبرِی، ج ٣، ص٢٩١؛ غرِیب الحدِیث، ابنقتِیبة، ج ١، ص ٢٦٣.
[٢]. دِیوان حافظ، غزل ٤٨٤.