افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤١ - حدّ و مرز قابل قبول طرح شبهه و احتمال
در اِین مِیان بسِیارِی از دوستان و آشناِیان، از اِین حقِیر نِیز درخواست جوابِیّه نموده، با تکرّر درخواستها اِین بنده را مشمول لطف و رهِین عناِیت و کرامت خود نمودند. حقِیر متقابلاً رفض الطاف را روا ندِید و به مقدار بضاعت مُزجات در مقام جوابِیّه و ابطال شبهات برآمد. مرجوّ از ارباب فهم و دراِیت اِینکه بر راقم سطور به دِیدۀ اغماض و کرامت بنگرند و نقاِیص و زلاّت در قلم را با سعۀ صدر و بزرگوارِی در شأن صاحبان علم و معرفت متقبِّل شوند و نگارنده را از تذکّرات مشفقانه و تنبِیهات روشنگرانه محروم نفرماِیند.
|
نظر کردن به دروِیشان منافِی
بزرگِی نِیست |
||||
|
سلِیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش[١] |
||||
حدّ و مرز قابل قبول طرح شبهه و احتمال
طرح شبهه و احتمال در مسائل اعتقادِی و بهطور کلِّی در مبانِی ارزشمند و اصول و سنن عقلائِیّه، تا آنجا ممدوح و قابل قبول و تأمّل است که موجب رفع ابهام و تبِیِین آن اصل و اعتقاد گردد و به عبارت دِیگر، مسِیرِی براِی وصول به حقِیقت مسئله و رفع شکوک و ابهامات از چهره و سِیماِی آن مسئله گردد؛ و در اِین راستا بحث و تحقِیق و کنکاش علمِی هِیچ حدّ و مرز و خطّ قرمزِی را نمِیشناسد، و خطّ قرمز آن فقط و منحصراً در جهل و تعصّب و أنانِیّت و اغراض نفسانِیّه است. در اِینجا است که ورود شکّ و احتمال در زواِیاِی ناشکفته و ناشناختۀ ِیک باور دِینِی و ِیا عرفِی، ورودِی مِیمون و مبارک است و باِید به احسنِ وجه و با روِی باز و چهرۀ گشاده، از آن استقبال نمود و بلکه پِیشاپِیش به استقبالش رفت و آن را در جاِیگاه و منزلت متناسب با خود فرود آورد، که اِین طرِیق، طرِیق شناخت و درِیافت حقاِیق است؛ درست به خلاف طرِیق تقلِید کورکورانه و از روِی تخِیّلات و توهّمات و باورهاِی عامِیانه، که مقابل اِین روش و منهج قرار دارد. و بر اِین مطلب نهتنها سِیره و ممشاِی رسل الهِی، بلکه برهان عقل بر لزوم متابعت اِین ممشا حکومت دارد.
دعوت بسِیارِی از آِیات و رواِیات به تفکّر و تحقِیق
[١]. دِیوان حافظ، غزل ٢٨٠.