افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٥٤ - تالِیفاسدهاِی ادّعاِی نزول قرآن به زبان و فرهنگ خاصّ زمان نزول
است استفاده کنِیم؟ و مثلا بهجاِی استفاده از لفظ شِیطان در آِیۀ ربا که مِیفرماِید:
(الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)؛[١] «آن کسانِی که اموال ربوِی مصرف مِیکنند، از خواب، چونان افراد جنزده برمِیخِیزند.»
از لفظ مِیکروب و برخِی از بِیمارِیهاِی روانِی استفاده کنِیم، و قرآن را با اِین جابجاِیِی الفاظ و تعبِیرات تصحِیح نماِیِیم؟ زِیرا امروزه دِیگر اِین نوع تفسِیرها را نمِیپسندند و ِیا به آن اعتقادِی ندارند.
و ِیا مثلاً بهجاِی استعمال الفاظ و تعبِیراتِی که براِی جهاد با مشرکِین و منحرفِین و بسط و گسترش دائرۀ نفوذ اسلام به ممالک و مناطق کفر و شرک و اشاعۀ نداِی توحِید و عدل و داد، وارد شده است، از الفاظ صلح و محبّت و همنشِینِی و صحبت و اقتران با مشرکِین و کافرِین و وحدت تمدّنها و فرهنگها و واگذارِی افتراقها و تمِیّزها و حشر و نشر در همۀ ابعاد زندگِی با هر کس و ناکس، استفاده گردد! چرا؟ چون اعلامِیّههاِی حقوق بشر دِیگر آن رسم و رسومات و آداب دِینِی و آموزههاِی شرِیعت وحِیانِی را برنمِیتابند، و خود براِی تنظِیم و تدبِیر و چرخش حِیات بشرِی در جهان امروز به وضع قوانِین و مقرّرات پرداختهاند!
و نهتنها نسبت به قوانِین اسلام، بلکه ساِیر ادِیان نِیز مشمول همِین طرد و رفض گردِیدهاند و بدِین لحاظ اساساً ارتباط خود را با هر آموزۀ وحِیانِی قطع نمودهاند و به ارتباط و اصول معاشرت و همزِیستِی بِین جوامع بشرِی رنگ و صبغۀ مادِّی دادهاند و تمامِی قوانِین و تکالِیف الزامِی و حقوقِی و جزائِی مقرّره از سوِی شراِیع الهِی را محوّل و مربوط به زمان خود پِیامبر نمودهاند و بشر امروزِی را منزّه از تکلِیف و مبرّاِی از امر و نهِی دانستهاند و عقل و فهم او را فوق شعور و ادراکات مخاطبِین به وحِی و شرِیعت پنداشتهاند و اصل را در تدوِین قوانِین بر مادِّیگرِی و انقطاع از وحِی قرار
[١]. سوره بقره (٢) آِیه ٢٧٥.