افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧٠ - مِیزان ظرفِیّت و استعداد عوالم ملک و ملکوت نسبت به پذِیرش حقاِیق عالِی وحِیانِی
در اِین آِیه، خداِی متعال آسمانهاِی هفتگانه را که جمِیع عوالم مجرّده و مادِّی را شامل مِیشوند، مورد توجّه و اشاره قرار داده و آنان را از تحمّل اِین امانت و ودِیعه، ناتوان ِیافته است؛ درحالِیکه مسئلۀ وحِی نسبت به عوالم ششگانۀ از آسمانهاِی مجرّده، قابل پذِیرش است و خداوند، آسمان دنِیا و زمِین را از قبول اِین سرّ و رمز آفرِینش استثنا نکرده است.
در داستان حضرت موسِی علِیهالسّلام نِیز به اِین تجلِّیات در عالم خاکِی اشاره دارد و مِیفرماِید:
(وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ).[١]
«و زمانِی که موسِی به مِیقات و وعدهگاه ما آمد و پروردگار او با او سخن گفت، به خدا عرضه داشت: اِی پروردگار من، خود را به من بنما! خداوند فرمود: تو هِیچگاه مرا نخواهِی دِید؛ ولِی به اِین کوه نگاه کن، اگر او را بر جا و مکان خود پاِیدار ِیافتِی، مرا خواهِی دِید!
پس زمانِی که پروردگارش به کوه تجلِّی کرد، کوه را خرد و متلاشِی نمود و موسِی بِیهوش به روِی زمِین افتاد. پس آنگاه که به هوش آمد، عرض کرد: منزّه مِیباشِی اِی پروردگار من! من از کلام و خواستۀ خود، توبه کردم و اوّل کس از مؤمنِین به تو مِیباشم که به آنچه تقدِیر و امر مِینماِیِی پذِیرا و مطِیع هستم.»
تجلِّی پروردگار در اِین آِیه، همان نزول حقِیقت وحِی است که خارج از تحمّل و استعداد کوه، وارد شده است و کوه نتوانسته است آن را تحمّل نماِید؛ و لذا از جاِی خود کنده و خُرد و متلاشِی شده است.
[١]. سوره أعراف (٧) آِیه ١٤٣.