مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢١٩ - عوامل مؤثر در حفظ عقلانیّت انسان و منکوبنمودن شهوات
|
ز دست دیده و دل هر دو فریاد |
که هرچه دیده بیند، دل کند یاد[١] |
چون دیده، راه و دریچۀ برای ادراک دل است. اگر دریچه را ببندند دل یاد نمیکند. اگر به جوانی از زمان کودکی تا آنوقت که میخواهد به سنّ بلوغ برسد اصلاً معنای زن و مردی را نگویند، او اصلاً نمیداند که زن و مرد با هم تفاوت دارند یا ندارند، ولو بالغ هم بشود؛ چون انسان ملکوتی و عقلانی است و نه انسان احساساتی. امّا وقتی به او گفتند یا میفهمد و متوجه میشود، دختر طلب پسر میکند و زوج برای خود طلب میکند. این بهواسطۀ سوق دادن و کشاندن نفس در این مرحله است. اگر نفس را مطّلع نکنند خود نفس نمیتواند این جهات را پیدا کند. خوب توجّه میکنید چه میگویم؟! نمیتواند پیدا کند! فلذا نباید نفس را آزاد گذاشت تا در این مزبلههای معاصی بیاید و هر معصیتی که به انسان بگویند، انسان به دنبالش برود!
باید نفس را نگه داشت! پس محیط باید محیطی باشد که در آن معصیت نباشد، محیط سالمی باشد و معصیتگاه نباشد، سیر و روش افراد سیر صحیحی باشد، جنایت و گناه در دسترس مردم قرار نگیرد، مضافاً به اینکه سیر آنها سیر کمال روحی باشد تا خودشان به مرحلۀ عقلانی برسند. بنابراین یکی از معدّات و ممدّات برای کمال، نبودن وسایل معصیت در دست مردم است. انسان نمیتواند وسائل معصیت در دست مردم بگذارد و بگوید: «قلبت پاک باشد!» نهخیر، قلب پایین میآید. شما گوشت پخته را جلوی گربه بگذارید و بگویید: «عزیز من، تو را نصیحت میکنم که از این استفاده نکنی؛ این برای تو مفید نیست و برای تو ضرر دارد!» این حرف است؟! گربه دارای چنین غریزهای است که تا چشمش به ماهی حوض میافتد، تمام بدنش را داخل آب میکند؛ امّا اگر ماهی نبیند، بیخود خودش را داخل آب نمیاندازد و از آب هم کنار میکشد!
حالا انسان انسانی است که از طرفی ملَک و از طرفی حیوان است، و یک جنگ و غوغای عظیمی در عالم نفس انسان است؛ این از اینطرف میکشد و آن از آنطرف.
[١]. دو بیتیهای باباطاهر، دو بیتی شمارۀ ٢٣.