مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢١٠ - اندماج تمام اسرار عالم امکان در انسان جهت وصول به همۀ کمالات
(وَ عَلَّمَ ءَادَمَ ٱلأَسمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَى ٱلمَلَـٰٓئكَة فَقَالَ أَنۢبُٔوني بأَسمَآء هَـٰٓؤُلَآء إن كُنتُم صَٰدقينَ قَالُواْ سُبحَٰنَكَ لَا علمَ لَنَآ إلَّا مَا عَلَّمتَنَا).[١]
«خدای علیّ أعلیٰ به آدم بوالبشر اسماء را تعلیم کرد و بعد به ملائکه خطاب کرد: ”آیا میتوانید به من از اسمائی که من به آدم تعلیم کردم، اطّلاع بدهید؟“ گفتند: ”نه، ما از اینها خبری نداریم (و اینها کار ما نیست)!“»
آن اسمائی که خداوند علیّ أعلیٰ به آدم تعلیم کرد، رموز تمام موجودات و اسرار عالم کون و مکان بهنحو اجمال و اندماج بود، نه بهنحو تفصیل؛ یعنی خداوند علیّ أعلیٰ خمیرۀ انسان را قابلیّت محض و استعداد محض برای کسب هر کمالی خلق کرد، و این از اختصاصات انسان است که میتواند همه چیز بشود. هیچ موجود دیگری اینطور نیست و موجودات دیگر نمیتوانند همه چیز بشوند؛ گربه اگر تا آخر عمر خود را بکُشد و در صراط تعلیم و تربیت قرار بگیرد صفت روباه را پیدا نمیکند و روباه نمیشود، روباه اگر در تحت تعلیم و تربیت قرار بگیرد شیر نمیشود، فیل مورچه نمیشود و مورچه صفت فیل را پیدا نمیکند. فیل با مرغان آسمانی تفاوت دارد، و مرغان هوایی با مرغان دریایی تفاوت دارند؛ یعنی آن خمیرۀ آنها استعداد و قابلیّت محض برای کسب هر کمال و هرگونه تربیت را ندارد، بلکه در یک مسیر خاص هستند و مقیّد و مُحصّر در آن جهت هستند.
این انسان اعجوبۀ عالم است که اصلاً جهت ندارد، و نفسش صورت و شکل ندارد و میتواند به هر شکلی در بیاید. انسان قابلیّت دارد و میتواند صفت هر حیوانی از حیوانات را بگیرد؛ میتواند صفت شیر به خود بگیرد، میتواند صفت پلنگ بگیرد، میتواند صفت سگ بگیرد، میتواند صفت خوک بگیرد، میتواند صفت مورچه بگیرد، میتواند صفت بزمجّه بگیرد، میتواند صفت مرغ آسمانی بگیرد، میتواند صفت ماهی دریایی بگیرد، میتواند صفت جنّ بگیرد، میتواند صفت مَلَک بگیرد، میتواند از مقدّسین ملأ أعلیٰ بشود و میتواند از حیوان پستتر بشود! این برای
[١]. سوره بقره (٢) آیه ٣١.