مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٥١ - لزوم ابلاغ فرمایشات پیامبر به سایرین
و یا:
نضّر الله وجهَ عبدٍ؛[١] «خدا تر و تازه و پرنشاط و پربهجت نگه دارد صورت و چهرۀ آن بندهای که این حرفهای مرا خوب گوش کند و... .»
این مطالب خیلی مهم است! رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بندگانی که فقط گوش کنند و حفظ کنند و به دیگران برسانند، دعا میکند. حالا عمل خودشان و فوایدی که این مطالب برای خودشان دارد به جای خود؛ ولی از نقطهنظر حفظ کردن و ابلاغ آن «إلیٰ من لم یبلُغْها؛ این مطالب را باید به آن کسانی برسانند که اینجا نیستند و این مطالب به آنها نرسیده است.» «أبلَغَ، یُبلغُ، إبلاغًا» و «بلَّغ، یُبلّغُ، تبلیغًا» یک معنا دارد.
چرا باید این مطالب را به دیگران برسانیم؟
فرُبَّ حامل فقهٍ غیر فقیهٍ، و رُبَّ حامل فقهٍ إلیٰ من هو أفقهُ منه؛[٢] «برای اینکه چه بسیار افرادی که مطلب را به دیگری میرسانند، امّا خودشان نفهمیدند و ظرفیّت فهم هم ندارند.»
اگر اینها به دیگران برسانند، این علم ضایع نمیشود و این مطلب از بین نمیرود؛ چون به دیگری رسیده است. من باب مثال، اگر تمام این جمعیّتی که پای خطبه حاضرند، هیچکدام این مطلب را ادراک نکنند، ولی خوب یاد بگیرند و به بقیّه بگویند که رسول خدا اینطور فرمود، خب ممکن است چه بسیار افرادی باشند که آنها بفهمند، پس بالنّتیجه اصل این مطلب ضایع نمیشود و از دست نمیرود.
فرُبَّ حامل فقهٍ غیر فقیه؛ «خودش نمیفهمد ولی فقه را میرساند.»
و رُبّ حامل فقهٍ إلیٰ مَن هو أفقَه منه؛ «و چه بسیار از حاملین فقه هستند که خودشان آن فقه و آن علم و دانش و آن مطلب را میفهمند، ولی به کسانی
[١]. تفسیر القمی، ج ١، ص ١٧٣؛ الکافی، ج ١، ص ٤٠٣؛ تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ١٠٩.
[٢]. الکافی، ج ١، ص ٤٠٣؛ تفسیر القمی، ج ١، ص ١٧٣.