مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١١٦ - حکمت تشریع حکم قربانی
(لَن يَنَالَ ٱللَهَ لُحُومُهَا وَ لَا دمَآؤُهَا وَلَٰكن يَنَالُهُ ٱلتَّقوَىٰ منكُم) [١]
«گوسفندان، شتران و گاوهایی که در هرجا (در منا یا در مکّه و یا سایر اماکن) قربانی میکنید، نه گوشتهای آنها به خدا میرسد و نه خونهای آنها؛ ولیکن تقوایی که از ذبح آنها و نحر آنها نصیب شما میشود، آن به خدا میرسد.»
(يَنَالُهُ) یعنی: تقوایی که مُکتسَب از نحر و ذبح این حیوانات است، به خدا میرسد. این آیۀ قرآن است!
(إنَّهُۥ لَقَولٞ فَصلٞ وَ مَا هُوَ بٱلهَزل) [٢] «قرآن کتاب فاصل است (یعنی مُتقَن و محکم و کلام قاطع و برّنده است) * و شوخی و مزاح هم نیست و قرآن براساس تسامح با انسان صحبت نمیکند.»
این آیه میرساند که تمام این قربانیهایی که در دنیا میشود و به آن امر شده است، گرچه طبعاً فوایدی دارد که رسیدگی به ضعفا و فقرا و مستمندان است، رسیدگی به مردم مستحق است، اطعام است، ولیمه است، إشباع مؤمنین است، و خدا اطعام طعام را دوست دارد، و همۀ اینها براساس خود محفوظ است؛ ولی جان و روح و سرّ این قربانی، آن پاکی و طهارتی است که انسان در اثر این عمل کسب میکند؛ یعنی انسان در اثر قربانی کسب طهارت میکند، و این به درد انسان میخورد. خود قربانی و اطعام و ریختن خون این حیوان، و گوشت و پوست را در راه خدا دادن، همۀ اینها برای این عالم است و چیزی آنجا نمیرود؛ ولیکن روح و نتیجۀ این کار که آن تقوای مُکتسبۀ از این کار است، بهسوی خدا میرود، اصلاً بهسوی خدا میرود و به خدا میرسد! خدا چیست که چیزی به خدا برسد؟!
(إلَيه يَصعَدُ ٱلكَلمُ ٱلطَّيّبُ وَ ٱلعَمَلُ ٱلصَّـٰلحُ يَرفَعُهُ) [٣]
«عمل صالحی که انسان انجام میدهد ـ هرچه میخواهد باشد ـ در نفس
[١]. سوره حج (٢٢) آیه ٣٧.
[٢]. سوره طارق (٨٦) آیه ١٣ و ١٤.
[٣]. سوره فاطر (٣٥) آیه ١٠.