مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢١٦ - أفضلیّت انسان بر ملائکه بهواسطۀ غلبۀ عقل، و دنائت از حیوانات بهواسطۀ غلبۀ احساسات
رَکَّبَ فیها الشّهوةَ، و خلَق الإنسانَ و رَکَّبَ فیه العقلَ و الشّهوةَ؛ فمن غَلبَ عقلُه علیٰ شهوته فهو أعلیٰ من الملائکة، و من غَلبَت شهوتُه علیٰ عقله فهو أدنیٰ من البهائم![١]
«خداوند علیّ أعلیٰ ملائکه را خلق کرد و در آنها عقل محض را تخمیر کرد و قرار داد و حیوانات را خلق کرد و در آنها احساسات محض (شهوت یعنی احساسات) را قرار داد؛ امّا در انسان هم از عقل و هم از احساسات قرار داد، پس آن کسی که عقلش بر احساساتش غلبه کند از ملائکه بالاتر است، و آن کسی که احساساتش بر عقلش غلبه کند از حیوان پایینتر است!»
علّتش این است که ملَک موجودی است که قابل تغییر نیست و نفس ملَک نفس هیولانی و استعداد محض نیست و قابل ترقّی نیست. جبرائیل و اسرافیل و عزرائیل کمال پیدا نمیکنند، ملائکۀ مقرّبین، حمَلۀ عرش، ملائکۀ جزئیّه، ملائکۀ موکّل باران، موکّل إحیا، موکّل إماته، موکّل رزق و موکّل علم، اینها هیچ تغییری نمیکنند، و همانطوری که خداوند علیّ أعلیٰ آنها را خلق کرده است تا آخر هم همانطور هستند؛ نه کم میشوند و نه زیاد، نه نقصان پیدا میکنند و نه زیاده.
(بَل عبَادٞ مُّكرَمُونَ لَا يَسبقُونَهُۥ بٱلقَول وَ هُم بأَمرهۦ يَعمَلُونَ) [٢] «اینها بندگان مکرّم خدا هستند و به امر خدا عمل میکنند.»
جبرائیل نمیتواند کار عزرائیل را بکند و عزرائیل هم نمیتواند کار جبرائیل را بکند؛ چون آن فنّی که به او داده شده است یک عقل خاصّی است و آن فنّی که به دیگری داده شده است عقل خاصّ دیگری است. این برای ملائکه است.
امّا حیوانات، عقل به معنای ادراک کلّیّات ندارند و نمیتوانند ادراک کلّی بکنند. کلّیات را درک نمیکنند، و فقط احساسات دارند و احساسات مربوط به جزئیّات است. جزئیّات را میشناسد؛ مثلاً بچّهاش را میشناسد، غذایش را میشناسد، موطنش را
[١]. البدء و التّاریخ، مقدّسی، ج ١، ص ١٨٠؛ علل الشّرائع، ج ١، ص ٤؛ با قدری اختلاف.
[٢]. سوره أنبیاء (٢١) آیه ٢٦ و ٢٧.