مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٩٢ - مراقبه رکن اساسی سیر و سلوک
همینکه غفلت پیدا کرد زود از بین میرود؛ حتّی اگر شما دائماً دنبالش کنید، دیگر بهدست نمیآید! یک میلیون سال گذشت و رفت و دیگر بهدست نمیآید! این همان کفران بعد از معرفت است؛ «بعد از اینکه مرا شناختی به من کافر نشو!» اگر آن درجه از معرفت را پیدا کردی و او را محترم شمردی، خدا به تو یک درجه بالاتر میدهد؛ چون:
(لَئن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُم وَ لَئن كَفَرتُم إنَّ عَذَابي لَشَديدٞ) [١] «اگر شکر کردید خدا این شکر را زیاد میکند، و اگر کفران نعمت کردید عذاب خدا شدید است (یعنی آن نعمت را از دست شما میگیرد).»
نعمت منحصر به نان و جو و آبگوشت نیست، بلکه این حالاتی که خداوند میدهد، اینها نعمت است. شکرانهاش مواظبت کردن از آن و اطرافش را داشتن است تا اینکه سوراخ نشود، تاریک نشود و خللی به آنها وارد نشود، و با افرادی که اهل دنیا هستند برخورد نشود، و الاّ همینکه با آنها برخورد کنید حال را میگیرند! اهل دنیا نفْسهای سیاه و کثیفی مثل غول بیابانی دارند، همینکه به آنها برخورد کنی و دل به آنها بدهی و سفرۀ دل را باز کنی، از آن افکار شیطانی خود من حیثُ أنتم لا تَشعرون در قلبتان میریزند. یک ساعت مینشینید و جلسه میگیرید و میخندید، امّا وقتی بلند میشوید میبینید که تاریک و سنگین هستید؛ میخواهید عبادت کنید، حال عبادت نیست؛ میخواهید ذکر بگویید، حال ذکر نیست؛ میروید قرآن بخوانید امّا میبینید که اصلاً نمیتوانید قرآن بخوانید؛ چه شد و چه بلایی بر سرمان آمد؟! انسان خودش هم نمیداند! این همان دل دادن است؛ و این شخص از آن مهمان پذیرایی نکرده است.
مراقبه رکن اساسی سیر و سلوک
لذا میگویند: اُسّ و اصول پایههای راه، مراقبه است. اگر انسان مراقبهاش خوب بود پیشرفت میکند و اگر مراقبهاش خوب نبود، هرچقدر کار کند ضایع میشود. مراقبه در حکم پرهیز کردن مریض است. اگر مریضی که دوا میخورد پرهیز نکند، آقای دکتر میگوید: «آقا، دست نگه دار، دیگر کافی است!» اگر پرهیز نکند ممکن است
[١]. سوره ابراهیم (١٤) آیه ٧.