مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٥٧ - لزوم همراهی با جماعت مسلمین
مثل خیرخواهیای که انسان برای فرزندش یا برای برادرش میکند. اگر بچّۀ انسان مریض باشد انسان به او خیرخواهی میکند و یا اگر برادر انسان در معرض یک سقوط باشد انسان به او خیرخواهی میکند؛ همینطور همۀ مسلمانها باید نسبت به امام المسلمین خیرخواه باشند و خیرخواهی را هم به او برسانند و بیان کنند و بگویند. اگر احیاناً در او یا در دستگاهشان و آن قسمت و جنبۀ امارتشان هر چیزی هست، باید برسانند و از نصیحت نسبت به آنچه فی ما بینه و بین الله صلاح بدانند خود داری نکنند.
پس این هم «لا یغلُّ علیهنّ» است؛ چون وقتی انسان برای غیر خودش خیرخواهی میکند، چیزی برای خودش نمیخواهد و این نصیحت برای خودش نیست و برای غیر است، و چهبسا برای رساندن این مصلحت و این نصیحت به غیر، خودش باید راههای صعبی را طی کند تا بتواند به او برساند، و آن صعوبت برای نفس او ناگوار است، پس خود آن موجب تزکیۀ قلبش میشود، چون این کار را هم برای خدا میکند.
النّصیحةُ لأئمّة المسلمین من حیثُ إنّه إمامُ المسلمین و من حیثُ إنّ هذه النّصیحةَ نصیحةٌ لإمام المسلمین، نصیحةٌ للّه! پس این هم در همان طریق است و عملی است که انسان انجام میدهد و دیگر هیچ غلّی در قلب انسان باقی نمیگذارد؛ و دیگر پاک است.
لزوم همراهی با جماعت مسلمین
[سوّم:
اللُّزومُ لجَماعَتهم؛ «انسان باید با جماعت مسلمین باشد!»
نباید کنار برود، نباید تک راه برود، نباید تک زندگی کند! بلکه باید در اجتماعات مسلمین باشد و نگوید: «فایده ندارد»؛ وجود او در میان آنها فایده است. اگر معنای یک آیۀ قرآن را تشخیص داد و یا یک امر به معروف و یک نهی از منکر کرد و یا یک راهنمایی و یک دلالت خیر کرد، وجودش در میان آنها حجّت و مؤثّر است.[١]
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آل محمّد]
[١]. جهت اطّلاع پیرامون ادامۀ این خطبۀ شریف رجوع شود به ص ٧٥.