مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٥٦ - ضرورت خیرخواهی برای پیشوایان و متولّیان حکومت مسلمین
خودش را اوّل به این عادت بدهد، چون ذهن انس گرفته است و مدّتی با استیناس و ائتلاف با آن هویٰها بوده است، وقتی بخواهد دست بردارد، قدری برایش سنگین است. ولی وقتی در این رشته وارد شد، این دیگر برایش مثل یک امر عادی میشود؛ آنوقت دیگر با هر کسی از دید خدایی هر معاملهای بکند یا هر نظری بکند یا هر کاری بکند، همان محبّت به او تبدیل به آن محبّت خدایی میشود و عمل او هم تبدیل به عمل خدایی میشود. به این «إخلاص العمل» میگویند.
ضرورت خیرخواهی برای پیشوایان و متولّیان حکومت مسلمین
دوّم
و النّصیحةُ لأئمّة المسلمین؛ «انسان برای پیشوایان و مدبّران و افرادی که حکومت مسلمین در دست آنها است، خیرخواهی بکند و خیرخواهی را هم در دسترس آنها بگذارد.»
مثلاً اگر انسان دید که امام المسلمین در جایی دارد اشتباه میکند، باید برود و به او گوشزد کند؛ یا مثلاً اگر لشگری دارد حرکت میکند و امام المسلمین هم خبر ندارد و انسان میداند که لشگر از فلان طرف دارد میآید و این امام المسلمین چون مطّلع نیست، خودش را مجهّز نمیکند و از بین میرود و مسلمانان هم از بین میروند، باید برود و او را متوجّه کند؛ و یا مثلاً افرادی پشت سر امام المسلمین بدگویی میکنند و این بدگویی برای امام المسلمین ضرر دارد باید مطلب را به او برساند، ولی اگر ضرر ندارد نیازی نیست. مثالهای خیلی زیادی برای این مسئله هست. خلاصه، هرچه از نصیحت و گفتن آنچه از فکر صحیح و اندیشۀ پاک به نظرش میآید، در طبَق اخلاص بگذارد و برای امام بیان کند.
امّا از سکوت و کنار کشیدن و اینکه بگوید که کار نداشته باش تا در راحتی و در طیفی از افکار خود زندگی کنی و دیگر مورد آسیب ورود در این مجالس و محافل و... نشوی، اینها دیگر در اینجا معنی ندارد؛ چون حرف این است که او امام المسلمین است و رسول خدا هم میگوید که درصورتیکه مسلمانها دارای حکومتی هستند و پیشوایی بهعنوان حکومت اسلامی دارند، همۀ افراد مسلمین باید نسبت به او خیرخواه باشند!