مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٤٥ - اعتراض منتصر عبّاسی به هتک حرمت نمودن پدرش متوکّل نسبت به اهلبیت علیهم السّلام
یعنی هرچه خودت میخواهی به علی بگویی، نگذار که اینها بگویند! علی از بزرگان بنیهاشم است و آنها سابقه دارند، و تو از بنیعباس هستی و بالأخره قوموخویشی با علی داری؛ آخر این چه وضعی است پیش آوردی؟! چرا گوشت آنها را زیر دندان این کلاب میاندازی؟!
متوکّل گوش داد، بعد به مغنّیان گفت: همه با هم بگویید:
|
غارَ الفَتیٰ عَلَی ابْن عَمّه |
رأسُ الفَتیٰ فی حرّ أُمّه |
تمام مغنّیان باهم شروع کردند به دست زدن و خواندن: «این جوان (یعنی منتصر) بر پسر عمویش غیرت کرد؛ سر این جوان بر فلان مادرش!!»[١]
تمام این مغنّیان در این مجلس شروع کردند به دست زدن و خواندن برای منتصر که پسر پادشاه میخواهد در این مجلس از امیرالمؤمنین دفاع کند! توجّه کردید! همین مسئله یکی از جهاتی شد که منتصر قصد قتل متوکّل را نمود؛[٢] و البتّه با سوابق زیادی که داریم، بالأخره غلامان ترک را امر کرد که یک شب رفتند و او را قطعه قطعه کردند.[٣]
انسان باید بگوید که جناب متوکّل، برای چه سه هزار دینار بر سر ابوشمط ریختی؟! این سه هزار دینار برای کجا بود؟! برای کدام مسلمان بود؟! خلیفۀ مسلمان از این کارها میکند؟! بر فرض که امیرالمؤمنین هیچ سابقهای نداشت، این حکومتی که الآن شما به دست آوردهاید، از کجا به دست آوردهاید؟! مگر این برای قرآن نیست؟! حالا خدا و پیغمبر و معاد و همۀ اینها کنار رفت؟! شما الآن ریاست ظاهری داری یا نداری؟! پادشاه هستی یا نه؟! این حکومتت بهخاطر امری غیر از شمشیر امیرالمؤمنین بود؟! اگر امیرالمؤمنین در جنگ بدر و حنین و احزاب و... شمشیر نمیزد، شما الآن این حکومت دستت بود؟! حالا گرفتی، پس چرا مسخره میکنی؟! چرا مجلس تغنّی علیه امیرالمؤمنین تشکیل میدهی؟! اینها چیزهایی است که نزد خدا
[١]. الکامل ابن اثیر، ج ٧، ص ٥٥.
[٢]. همان، ص ٥٦.
[٣]. همان، ص ٩٥ ـ ١٠٠.