مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٢٥ - عید گرفتن عید قربان بهسبب حصول حالات تجرّدی حج
شما شوم: یعنی شما دارید از دنیا میروید و برای اینکه شما باقی بمانید من بمیرم. فدایت شوم: یعنی اگر تو بخواهی بمیری من فدای تو شوم و من بهجای تو باشم. این گوسفند فدیه است: یعنی به عوض آن قربانی است وحکایت از آن قربانی میکند؛ و گوسفندی هم که ما میکشیم همین است.) ما هم میگوییم: خدایا، ما هم حاضریم بر اینکه جان خود را در راه تو قربانی کنیم؛ امّا الآن به ما دستور ندادی که سرت را ببُر، ما این گوسفند را بهعنوان نمونه و حاکی از جان دادن و فدا کردن قرار میدهیم!
لذا مستحب است انسان گوسفندی که در منا قربانی میکند، گوسفند خیلی خوبی باشد، گوسفند پر قیمت بخرد، کمتر از یک ساله نباشد، شاخش خوب باشد، نر باشد، چاق باشد، سالم باشد، چشمش خوب باشد، چپ نباشد، نا بینا و کور نباشد، بدنش بریده نباشد، ناقص نباشد، و انسان خودش آن گوسفندی را که میخرد قربانی کند؛[١] چون نفس قربانی، خود انسان است و انسان باید خودش را قربانی کند. اقلاًّ این قربانی را که حکایت از قربانی انسان میکند، انسان به دست خودش آن را قربانی کند و دعا بخواند[٢] و قدری نبات شیرین هم در دهان آن گوسفند بگذارد، چون قربانی کار شیرینی است، تلخ که نیست؛ اینها همه معنا دارد! آنوقت انسان که این کارها را کرد، میفهمد که: (لَن يَنَالَ ٱللَهَ لُحُومُهَا وَ لَا دمَآؤُهَا)[٣] معنایش چیست!
عید گرفتن عید قربان بهسبب حصول حالات تجرّدی حج
آنوقت امروز برای او عید میشود و میگوید: خدا را شکر! ما عمری در شهر خودمان زندگی کردیم و فکرمان به کسب و کار و تجارت و شخصیّت و به این بود که چرا او به من سلام نکرد، او به من اعتنا نکرد و در فلان مجلس مرا دعوت نکرد؛ مثلاً چرا رباب خانم، ما را در مجلس عروسی دخترش نگفت، با اینکه ما اینهمه برای او زحمت کشیده بودیم! یا چرا آقای فلانی ما را در عقد پسرش نگفت، چرا فلانی من را
[١]. وسائل الشّیعة، ج ١٤، ص ١٥٠ ـ ١٥٢.
[٢]. وسائل الشّیعة، ج ١٤، ص ١٠٩ ـ ١١١ و ١٢٦.
[٣]. سوره حج (٢٢) آیه ٣٧.