مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٢٤ - قربانی حج به عوض فدا کردن و قربانینمودن نفس خود
ـ آقا چشمت را باز کن؛ مگر کور هستی؟! ببین در باز است، بفرما!
ـ نهخیر، این در برای من باز نیست!
ـ به خدا، به حضرت عبّاس، برای تو باز کردم!
میگوید: خدایا، قسم تو قبول نیست!
ـ آقا در باز است، بیا!
میگوید: نهخیر، بنده قابل نیستم!
فلا یلومَنَّ إلّا نَفسَه!» معنایش این است: تو که قابل نیستی پس برو! یعنی او اینقدر در دل خودش شک و تردید ایجاد کرده و یأس وارد کرده است که حالا هم که خدا میگوید: آقا، درب بهشت باز است، بفرما در بهشت! باز او قدمش حرکت نمیکند!
یکی از رفقا میگفت:
من یکوقت در خواب، حضرت رسول را در قیامت دیدم که او با داد و فریاد میخواست افرادی را که داشتند در آتش میسوختند، بیرون کند و دست در جهنّم میکرد تا اینها را بیرون بیاورد، ولی آنها حاضر نمیشدند! خیلی عجیب بود! حضرت رسول داد و فریاد میزد: «دستتان را به من بدهید، بیایید شما را بیرون بریزم!» امّا آنها گوش نمیدادند و حاضر نمیشدند!
خواب خیلی صحیحی است! حاضر نمیشدند! جنگهای اسلام، دعوت اسلام، تبلیغات اسلام، فقط برای بیرون ریختن از جهنّم به بهشت است. آنها میگویند: بیایید شما را بیرون بریزیم! ما میگوییم: ما حاضر نمیشویم!
عید قربان همچنین روزی است که همۀ مردم حرکت کردهاند و در عرفات رفته و وقوف کردهاند و شب هم به مشعر آمدهاند و در آنجا جمال و جلال خدا را تماشا کردهاند و امروز هم رمی جمار و قربانی کردهاند.
قربانی حج به عوض فدا کردن و قربانینمودن نفس خود
قربانی یعنی خدایا همانطور که حضرت ابراهیم بنیانگذار اسلام، خواست فرزند خود و جان خود را در راه تو قربانی کند و تو برای او فدیه فرستادی (معنای فدیه این است که این گوسفند به عوض او باشد. فدیه: یعنی به جای او. من فدای