ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - پيشينه
وى كه متولّد ١٩٦٧ م. است، مجرى تلويزيونى است و اجراى برنامه صبحگاهى شبكه «ام. اس. ان. بى. سى»، يعنى مورنينگ جو[١] را بر عهده دارد. پسر كوچكتر او، ايان برژينسكى،[٢] معاون وزير دفاع در امور اروپا و «ناتو» بوده و كارفرمايى «شركت بوز آلن هميلتون»[٣] را بر عهده داشته است. ايان برژينسكى، به عنوان عضو برجسته برنامه «امنيت بينالمللى»[٤] و كارشناس گروه مشاورين استراتژيك «شوراى آتلانتيك»[٥] نيز فعّاليت مىكند.
از جمله مهمترين اقدامات وى در دوران تصدّىگرى معاونت وزير امور خارجه در امور سياستگذارى اروپا و ناتو (٢٠٠١- ٢٠٠٥ م.)، مىتوان به افزايش اعضاى ناتو در سال ٢٠٠٤ م.، تقويت و بازسازى ساختار فرماندهى نيروهاى متّحده، توانمندسازى نيروى واكنش سريع ناتو و هماهنگ كردن ارتش اروپا براى كمك به عملياتهاى آمريكا و ناتو در «عراق»، «افغانستان» و «بالكان»، اشاره كرد.
پيشينه
برژينسكى پس از به اتمام رساندن مقاطع ابتدايى تحصيل در «مونترال»، در سال ١٩٤٥ م. وارد دانشگاه مكگيل،[٦] شد و هر دو مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد خود را (به ترتيب در سالهاى ١٩٤٩ م. و ١٩٥٠ م.)، از اين دانشگاه كسب كرد. پاياننامه دوره كارشناسى ارشد وى روى ملّيتهاى مختلف اتّحاديه جماهير شوروى تمركز داشت. برژينسكى در نظر داشت كه در رشته پدر خود در «انگلستان»، ادامه تحصيل داده و خود را براى فعّاليت در عرصه ديپلماتيك در كانادا، آماده كند؛ امّا از آنجا كه بورسيه شامل حال او نمىشد (زيرا اين بورسيه تنها براى اتباع انگليسى فراهم بود)، نقشه او براى ادامه راه پدر، به نتيجه نيانجاميد.
پس از آن، برژينسكى به دانشگاه هاروارد رفت و براى اخذ مدرك دكتراى خود، به موضوع اتّحاديه جماهير شوروى پرداخت و سعى كرد ارتباط ميان انقلاب اكتبر، ولادمير لنين و اقدامات جوزف استالين را تبيين و تحليل كند؛ بالأخره در سال ١٩٥٣ م. مدرك دكتراى خود را كسب كرد. در همان سال به «مونيخ» سفر كرد و با ژان نواك- يزيورانسكى،[٧] مدير ميز لهستانى «راديو آزاد اروپا»،[٨] ملاقات كرد. وى پس از آن، در سال ١٩٥٦ م. با همكارى كارل فردريش،[٩] مفهوم توتاليتاريسم را مطرح نمود و آن را به عنوان ويژگى بسيار قابل انتقاد به شوروى نسبت داد.
برژينسكى در مقام استاد دانشگاه هاروارد، سياست عقبگرد[١٠] دووايت آيزنهاور[١١] و جان فاستر دالس[١٢] را به باد انتقاد گرفت وى مدّعى شد كه خصومت و رقابت، اروپاى شرقى را هر چه بيشتر به سمت شوروى سوق مىدهد. اعتصاب مردم لهستان و انقلاب مجارستانىها