ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - استمرار روابط زيرزمينى كابالائيست ها و معبدگرايان
متعاقب اعدام معبدگرايان و اعدام بسيارى از رهبران آنان در سال ١٣١٤ م. آنان در مناطق مختلف اروپا مكانهاى امنى را براى خود يافته و به موجوديت خود ادامه دادند. بنا بر آنچه عنوان گرديده، بخشى از معبدگرايانى كه در «پاريس» زندگى مىكردند، يك شب، پيش از آنكه دستور دستگيرى آنان صادر شود، به طور پنهانى از شهر خارج شده بودند. اين گروه معبدگرايان را كه از اين پس، فعّاليتى زير زمينى داشتند، «معبدگرايان جديد» ناميدند.
مخفيگاه معبدگرايان جديد، منطقه «پروينس»[١] واقع در «جنوب فرانسه» بود. پروينس براى ساليان مديدى پناهگاه و قلعه معبدگرايان بود. امبرتو اكو درباره پروينس چنين مىنويسد:
پروينس محلّى سحرآميز بود؛ هنوز هم اسرارآميز باقى مانده است ... معبدگرايان در اين مكان، خود را در خانه خود احساس مىكردند. در شهر، آئينها و شعائر باقيمانده از ما قبل تاريخ وجود داشت. در پشت تپّه، شبكههاى طولانىاى از تونلها وجود داشت كه بعضى از آنها هنوز تا امروز هم باقى و قابل بازديد است. محلهايى كه مردم مىتوانند درآن، به طور پنهانى گرد هم آيند ... عوامل شاه بدون شك به پروينس نيز آمد و شد داشتند.
آنان معبدگرايان حاضر در سطح شهر را دستگير و به پاريس مىبردند؛ امّا پروينس همچنان پابرجا بود. پروينس پناهگاه معبدگرايان جديد بود ... تونلهايى كه از بنايى به بنايى ديگر امتداد داشت، از دخمهاى به دخمهاى ديگر وارد مىشد و سرانجام ازكليسايى سر در مىآورد. هر دخمه زير زمينى به تونلى راه داشت.[٢]
امّا در منطقه پروينس انباشته از تونلهايى زيرزمينى و انبوهى از مكانهاى گردهمايىهاى مخفى، معبدگرايان تنها نبودند. پروينس علاوه بر معبدگرايان، مأمن كسان ديگرى نيز بود؛ كابالائيستها ...
«دانشنامه يهود»[٣] در اين خصوص، چنين مىنويسد:
كابالا اوّلين بار در قرون وسطا از پروينس واقع در جنوب فرانسه سر بر داشت. اوّلين فعّاليتها و پژوهشهاى كابالايى در حدّ فاصل سالهاى ١١٥٠ تا ١٢٠٠ م. در پروينس آغاز شد.
كتاب «سفرها باهير»[٤] در حدّ فاصل اين سالها به نگارش در آمد. پس از آن، فعّاليتهاى كابلايى رو به گسترش گذاشت. گروه اتّحاديه كابالائيستهاى پروينس پس از آن، زمينه فعّاليت جريان كابالائيستى در اسپانيا را آماده مىساخت.[٥]
پروينس كه محلّ تونلها و مركز اتباطات پنهان به حساب مىآمد، هم محلّ استقرار كابالائيستها و هم معبدگرايان بود. در اين محلّ اسرارآميز، ارتباطات بر قرار شده بين اين دو جريان كه در قدس آغاز شده بود، استمرار يافته و ادامه پيدا كرد.
اومبرتو اكو مىنويسد: پاگرفتن معبدگرايان جديد با واسطه كابالائيستها ممكن شد.[٦]
در اين فضاى خاصّ كابالائيستى موجود در پروينس، سر برداشتن كاهن بزرگى، همچون نوستر آداموس[٧] چندان غيرعادّى نبود.[٨]
پروينس تنها محلّ استقرار مخفى و فعّاليتهاى زيرزمينى معبدگرايان نبود؛ آنهايى كه در پروينس پناه گرفته بودند، معبدگرايان فرانسه بودند.
قرارگاه ديگر استقرار معبدگرايان، «قلعه تومار»[٩] پناهگاه گروهى موسوم به «برادران پرتغالى» بود.
تومار نيز همچون پروينس، جايى اسرارآميز و سحرآلود بود؛ امّا جالب توجّه است كه در اينجا نيز بين يهوديان و معبدگرايان ارتباطات بسيار نزديكى بر قرار بود. اكو در رمان خود، از زبان شخصيت بازديد كننده خود از تومار، اين قلعه را چنين توصيف مىنمايد:
تومار، قلعه اى بود كه معبدگرايان پرتغالى در آن پناه گرفته و مخفى شده بودند ... تومار همانند قلعهاى بود كه در ذهن خود، براى معبدگرايان تصوّر مىكردم ...
همراه با راهنماى خود، وارد يكى از اين دخمهها شديم. پس از پايين رفتن از چند پلّه و گذشتن از يك زمين سنگفرش، به مكانى رسيديم كه از آن، تعدادى «چند راه» جدا مىشد. هر كدام از اين چند راهها نقشهاى شبيه به گل داشت. چند راه بعدى از قبلى بسيار بزرگتر بود. آخرين اطاق بر روى يك چاه قرارداشت كه پس از گذشتن از هفت درب سنگى، به آنجا وارد مىشد.
به طور اتّفاقى، وارد اطاقى شدم كه هنوز تعميرات آن به پايان نرسيده بود و مقدارى اشياء گرد گرفته در آن قرار داشت. در گوشهاى از اين اطاق، كارتونهايى را مشاهده نمودم. در جستوجوى بىهدفى كه در اين كارتونها انجام دادم، به بخشهايى از كتابهاى عبرانىاى كه احتمالًا از قرن ١٧ م. بر جاى مانده بود، روبهرو شدم. به راستى يهوديان در تومار چه كار داشتند؟! راهنمايم به من گفت كه شواليهها (معبدگرايان) با جمعيت يهودى بومى، ارتباطات بسيار خوبى داشتند. از نماد گل رز- صليب ساخته شده است؛ گل رز و صليب كه هنوز