ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - مردم راهى جز اطاعت از اهل بيت (ع) ندارند
شايسته هرگونه حمد و ستايش است.»
به بيان ديگر، اين موجود ضعيف و فقير (جنّ و انس)، در منتها اليه جادّه نيازمندى و افتقار، از ژرفاى جان، طالب سعادت، امنيت، سلامت، هدايت و جلب رضايت خالق قوى و غنى است؛ وگرنه، در نگونبختى تمام، بىآنكه در جهان فانى، سعادت و سلامت را تجربه كرده باشد، در مغاك دهشتناك شقاوت و كيفر سخت در خواهد غلطيد و الىالابد، در دركات جهنّم، عذاب خواهد ديد.
از اينجاست كه آدمى و جنّ، طالب و جوينده سعادت، امنيت و سلامت دنيوى و اخروىاند و اين همه را، خداوند متعال منوط و مشروط به هدايت و تقرّب ساخته، دستگيره و دستاويز آن را به دستان با كفايت حضرات معصومان (ع) سپرده است؛ همانان كه در حقيقت، حبلالله المتينند. از اينجا، معنى و مفهوم واجبالاطاعه بودن امام درك مىشود؛ به همان سان كه خداوند مستغنى از جمله موجودات است، آنكه اطاعتش در عرض اطاعت از خداوند است نيز مستغنى از خلق روزگار و عزيزكرده خداوند است. لاجرم، اين مخلوقات ساكن عالم امكانند كه محتاج به ايشان و چشمدوخته به عنايت ايشانند و از مسير اطاعت از فرامين، به منتها اليه خواستهها و مطالبات جسم و جانشان مىرسند.
مردم راهى جز اطاعت از اهل بيت (ع) ندارند
در واقع بايد گفت: رويه ديگر واجبالاطاعه بودن امام، نيازمندى آدمى براى دستيابى به سعادت، امنيت، سلامت، هدايت و رضايت خداوند متعال است. حضرت امام صادق (ع) در بيان ناگزيرى مردم در اطاعت از اهل بيت (ع) مىفرمايند:
«ماييم كه خدا اطاعت ما را واجب ساخته است. مردم راهى جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نيستند. هر كه ما را بشناسد، مؤمن است و هر كه انكار كند، كافر و كسى كه نشناسد و انكار هم نكند، گمراه است تا زمانى كه به سوى هدايتى كه خدا بر او واجب ساخته و آن اطاعت حتمى ماست، برگردد و اگر به همان حال گمراهى بميرد، خدا هر چه خواهد، با او كند.»[١]
امام محمّد باقر (ع) در روايتى از اين اطاعت، به منزله كنگره، قلّه و كليد دستيابى به هر امر خوشايندى و از جمله، خشنودى خداوند متعال ياد كرده و فرمودهاند:
«كنگره و قلّه و كليد هر كار و راه ورود در هر چيزى و خشنودى خداى بخشاينده تبارك و تعالى، اطاعت امام است، از روى معرفت.»
سپس فرمودند:
«به راستى خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: هر كه اطاعت رسول كند، خدا را اطاعت كرده است و هر كه پشت كند، ما تو را نگهبان وى نفرستادهايم.»[٢]
خداوند متعال، ولايتپذيرى بندگان را شرط پذيرش آنان قرار داده و از آن، به عنوان بهترين وسيله تقرّب به خداوند متعال ياد كرده است.
قرب الى الله، به معنى تقرّب در بعد مكانى نيست؛ بلكه قرب به مراتب عالى كمالى و جلب صفات متعالى نفسانى است؛ همان كه صفات عالم ملكى را از چهره آدمى پيراسته و او را مزين به صفات ملكات نفسانى و سرانجام، مستقر در مراتب ولايت مىسازد.
حضرت اباعبدالله، امام جعفر صادق (ع) از قول پدرانش، نقل فرمودند كه بندگان از مسير عبادات صرف و بدون ولايتپذيرى و اطاعت از اهل بيت (ع)، هيچگاه بهشت خداوندى و سايهسار عرش ايشان را نخواهند ديد.
ابن فضيل مىگويد: از امام (ع) پرسيدم: بهترين وسيله تقرّب بندگان به خداى عزّ و جلّ چيست؟
فرمودند:
«بهترين وسيله تقرّب بندگان به سوى خداى عزّ و جلّ، اطاعت خدا و اطاعت رسول و اطاعت واليان امر است.»[٣]
و همايشان فرمودند:
«وقتى كه مرا به آسمان (يعنى معراج) بردند، پروردگارم- جلّ جلاله- به من وحى كرده و فرمود: اى محمّد! من به زمين نگريستم و تو را از آن برگزيدم و پيامبر نمودم و براى تو از اسم خودم، نامى مشتقّ كردم. من «محمودم» و تو «محمّد». سپس بار ديگر نگريستم و على را برگزيدم و او را وصى، جانشين و داماد و پدر فرزندانت قرار دادم و براى او از نامهاى خود، نامى مشتقّ كردم، من «على أعلى» هستم و او «على» است و فاطمه و حسن و حسين را از نور شما خلق كردم. سپس ولايت آنان را بر ملائكه عرضه داشتم. هر كس آن را پذيرفت، نزد من از مقرّبين محسوب گرديد. اى محمّد! اگر بندهاى مرا عبادت كند، آن گونه كه بريده گردد و فقط استخوانى ماند و بس و از شدّت و كثرت عبادت، همچون مشك كهنه شود، سپس در حال انكار ولايت اين چند نفر بميرد، او را در بهشت خود ساكن نخواهم گردانيد و در سايه عرشم قرار نخواهم داد ...»[٤]
نكتهاى كه همواره درباره آن غفلت مىشود، اين است كه جنّ و انس و ملك و بىاستثناء، هيچيك از مخلوقات ساكن عالم امكان، از سوى خود، داراى آوردهاى به اين عالم نيستند و همه آنچه كه در عوالم فيزيكى و متافيزيك بر آن مستقرّند و از آن بهره مىبرند، نعمتى عاريتى است كه از سوى خداوند خالق هستى بدانها سپرده شده است. سادهترين نشانه و محك تشخيص اين امر، يعنى اعطايى بودن نعمتها به مخلوقات هم اين است كه چنانچه خداوند بخواهد نعمتى را از آنها سلب و مصادره كند، قادر به ممانعت از آن فرمان و سرپيچى از اراده او نيستند.
خداوند متعال در طرفةالعينى، هر نعمتى را كه بر هر موجودى اعطا كرده است، از وى بازمىستاند و آن مخلوق را قدرتى براى بازدارندگى نيست؛ بدين سبب است كه عرض كردم، هيچ مخلوقى، آوردهاى از سوى خود بر صحنه هستى ندارد.
در رأس همه نعمتها، نعمت وجود است كه از سوى ولى نعمت، به جمله موجودات اعطا شده است. حضرت اميرالمؤمنين على (ع) در مناجات بلندى از فقر ذاتى موجودات پرده برداشته و مىفرمايند:
«مَوْلَاىَ يَا مَوْلَاىَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ، وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلَّا الْمَوْلَى؛
مولاى من! تويى سرور و منم بنده و آيا رحمكنندهاى براى بنده است؛ جز مولاى او؟»
در فرازهايى، امام از بندگان، با عناوينى، چون مملوك، مخلوق، حقير، ضعيف، فقير، فانى، ميت، مرزوق صغير، مبتلا، مرحوم، گنهكار و مغلوب