ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - پديده اى به نام هارون يحيى
مسيحيت يا فراماسونرى پيوند مىدهند؟
بله. اين گروهها به فرد اين مطلب را القا مىكنند كه شما به خودى خود، هيچ نيستى. نمىتوانى به جايى برسى؛ امّا اين دست افراد به عنوان مسلمانان روشنفكر و قدرتمند توانستهاند ظاهر شوند و بعد از آن، به مجامعى مانند بيلدربرگ رفته اند تا آن را دگرگون كنند.
\* در واقع مىخواهيد بفرماييد افرادى مثل عدنان اكتار، مأمورانى هستند كه مرحله به مرحله رشد داده شدهاند تا بعد از پيدا كردن مقبوليت اجتماعى، استحاله يافته و با خودشان جماعت بزرگى را مستحيل كنند؟
دقيقاً. البتّه معلوم نيست آن فرد از ابتدا با اين جريانات همراه بوده يا در ميانه راه همراه شده است. به نظر من اين شرط نيست و اتّفاقاً راه را براى من باز مىگذارند كه تا جايى از مسير را خودم بروم و واقعيتهاى خودم را نشان دهم و اين بهتر است. براى اينكه شما هم توانايى و استعداد من را شاهد خواهى شد و معلوم مىشود توانايى و جرأتم تا كجاست. بعد آنها مرتّب اين را القا مىكنند كه شما به خودى خود، بيچاره هستيد يا بايد در اينها نفوذ كنى و اينها را دگرگون كنى يا اينكه آنها تو را دگرگون خواهند كرد. بالأخره ما همه دوست داريم مبارز باشيم. وقتى مكرّر اين را القا كنند، من هم باورم مىشود كه بايد بروم و با آنها دربيفتم. الآن در تركيه، يكى از پر بينندهترين سريالها كه ركورد تعداد بينندگان را هر هفته مىشكند، سريالى است به نام «درّه گرگها». در اين سريال، دو سال است كه با شواليههاى معبد مبارزه مىكنند. اين سريال كه خيلى قوى و ضدّ آمريكايى است، در حال حاضر دوازدهمين سال است كه ركورددارى مىكند. هيچ سريالى دوازده سال نمىتواند در يك كشورى كه ٨٠٠ تا تلويزيون دارد، در يك شبكه كاملًا خصوصى ركورد را بشكند. حتّى دو تا سريال آمدند با اين رقابت كنند؛ امّا نشد.
\* به نظر مى رسد تركيه يك آزمايشگاه و محيط عملى فعّاليت ماسونها و آمريكاست. گويا خدا اين وضعيت را كنار ما به نمايش گذاشته است كه ببينيد در پى هر حادثه، چه بلاهايى سر شما خواهند آورد؛ در تمام عرصههاى سياسى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، ورزشى و ....
بىشك، شما مطمئن باشيد كسى كه در تركيه كار مىكند، در ايران هم همين الآن مشغول است و دارد كار مىكند. اين را مطمئن باشيد. علاوه بر ايران و تركيه، او اين كار را در كشورهاى عرب هم انجام مىدهد. شما منتظر باشيد به احتمال ٩٩% در اين سه چهار سال آتى، رژيم عربستان عوض خواهد شد يا با كودتا يا يك حركت شخصى ساختگى.
\* بازتاب اين قضيه كه هارون يحيى رسماً و علناً به جريان ماسونى پيوسته، در ميان مردم و جامعه تركيه چگونه است؟ آيا صورت منفى و انزجارى پيدا مىكند يا نه؟
٣٠ سال پيش در تركيه، اگر خانمى برهنه بود، مردم به شدّت عصبانى مىشدند و اگر تكرار مىكرد، مردم مىريختند به خانهاش و او را مىزدند و نهايتاً دفعه سوم او را مىكشتند؛ امّا چه شده كه در تركيه امروز، اين آقا خانهاش معلوم است، دكّانش معلوم است، تلويزيونش هم معلوم است، امّا جلوى تلويزيون اين آقا، صد تا مسلمان نمىروند اعتراض كنند. ما بايد در ريشه اين بىتفاوتى تحقيق كنيم و ببينيم چه شده كه جامعهاى با اينهمه تعصّب، اينقدر دگرگون شده است.
يكى از آن اتّفاقها، هارون يحيى گونهاى كردن است؛ به اين معنى كه مبارزه با صهيونيسم به مبارزه ظاهرى مسلمانان محدود شود.
\* نوعى تعصّبزدايى از طريق سيستمى، مثل هارون يحيى؟
اوّل تعصّبزدايى از طريق اين جور آدمها و بعد از آن، سبكو بىارج كردن مقدّسات؛ اشكال ندارد شما مشروب بخوريد، با دخترها انواع رابطهها را داشته باشيد، امّا دلت پاك باشد و نماز را هم مرتّب بخوانيد. ببينيد اين چه دين قشنگى است! دخترها اوّل روسرىها را برمىداشتند؛ امّا مدّتى بعد فتح الله گولن آمد، فتوا داد مىتوانيد كلاهگيس بگذاريد. هارون يحيى هم گفت، هرچند حاج فتح الله خيلى آدم خوبى است، ولى من مىگويم آستينت كوتاه باشد، اشكال ندارد؛ امّا روسرىات را هميشه داشته باش. روسرى خيلى مهم است. لذا الآن خانم شلوار نمىپوشد، آستين لباسش هم كوتاه است؛ امّا با مدل جديد، روسرى را مصداق حجاب مىداند.
٣٤ يا ٣٥ سال پيش در ٨ سپتامبر، كودتاى نظامى شد. بعد از يك سال، نظامىها كسى را به نام تورگوت اوزال بالا آوردند. او با آمريكا رابطهاش خوب و رئيس «سازمان مديريت و برنامهريزى كشور» بود. بعد نخست وزير شد و بعد از آن هم رئيس جمهور. او حزب «مام ميهن» را تشكيل داد و وقتى كه همه نيروهاى احزاب، اربكان و ملّىگراها دستگير شده بودند، افراد آنها را جذب كرد. با شعار كار و تلاش، يكدفعه وضعيت اقتصادى تركيه را بهتر كرد. از جنگ ايران و «عراق» هم نهايت استفاده را برد. همزمان، اين آقا، اسلامى را معرفى كرد كه تا آن موقع تركها با آن آشنا نبودند.
تا آن زمان حسرت نماز خواندن يك نخست وزير در دل تركها بود. او، همسر كاملًا بىحجاب و لائيكى داشت؛ امّا خودش نماز مىخواند و به آيه و حديث استناد مىكرد. بعد از يك سال، ديديم وسط مصاحبه به رسانهها گفت: بچّهها وقت نماز جمعه دارد دير مىشود، من مىروم نمازجمعه. اگر بخواهيد باهم مىرويم و اگر هم نمىخواهيد، اجازه بدهيد من بروم. دير مىشود. بدو بدو همه ٢٠٠ تا رسانه دنبال آقا رفتيم و نماز جمعه خوانديم. در مرحله بعد، هرجا مىرفت رسانهها هم دنبالش بودند. مىرفت وسط دريا شنا. بعد موقع نماز كه مىشد، بيرون مىآمد و با همان مايوى شنا به نماز مىايستاد آن هم در آن سواحل فاسد مديترانه و در كنار آن همه زن عريان و صحنههاى فساد! تا آن وقت، كسى چنين چيزى نديده بود. نماز با مايو و وسط زنان عريان و ظاهراً روبه قبله. در اين دين جديد، خيلى با واژهها بازى مىشد. مصداق ارزشها را به راحتى جابهجا كردند. مصداق بد براى من و آنها ممكن است متفاوت باشد. آنها ممكن است به ضدّ ارزشهاى دينى بد بگويند، من به ضدّ ارزشهاى اقتصادى. آنها اگر پول مرا دزديدند، بد است؛ ولى ناموس مرا ببرند، اشكالى ندارد و به عكس. اينها با ابزار دين به مبارزه با دين آمدند. در دنيا، اوّلين بار امام بود كه دست اينها را