ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - اشاره
از چند قرن، آرام آرام از قرن شانزدهم تا قرن بيستم به ايستگاه بيستم رسيده بودند.
مىخواستم عرض كنم، شرايط تاريخى ويژهاى كه در قرن بيستم، غربيان آن را تجربه مىكردند با شرايط تاريخى ساير اقوام واحد و همگون نيست. اگرچه در ظاهر، در يك زمان فيزيكى از سالهاى ميلادى با هم به سر مىبرند.
اشتراك زيستن در زمان كمّى و سال و ماه و روز عادى و عادتشده، به معنى اشتراك در شرايط تاريخى نيست.
همين امروز، يعنى در قرن بيست و يكم، بسيارى از اقوام، از حيث فرهنگى و فكرى در شرايطى هستند كه با غربيان، سيصد، چهارصد سال فاصله دارند؛ در حالىكه غرب مدرن در شرايط تاريخى و واقعى قرن بيستم به سر مىبرد، اقوام ديگر در فواصلى متفاوت با او، در سير و سفرند؛ برخى در قرن چهاردهم و حتّى برخى عقبترند.
در ظاهر، همگى اقوام صاحب ماشين و آپارتمان و خيابانند؛ امّا در اصل و از حيث فرهنگى، شرايط تاريخى يكسانى ندارند.
اقوام مسلمان و شرقى، در ايستگاه نوزدهم و بيستم بر قطار مدرنيته سوار شدهاند و از ايستگاههاى قبلى طى شده توسط اين قطار و ساكنان غربىاش بىخبرند؛ در حالىكه گمان مىبرند، وقتى در اين ايستگاه و بر اين قطار سوار شدند، آن را در كنترل خود درآورده، به سوى مقصد و مأوايى ديگر و مورد علاقه شرقيان مسلمان هدايتش مىكنند. آنان پيش خود مىگويند: اينكه غربىها اينچنين برونفكن، بىحيا، غوغايى و برهنهاند، به دليل ابتلاى آنها به بيمارىهاى جنسى و شهوترانى است. اينها بيمارند و شيطان فريبشان داده است؛ در حالىكه ما پوشيدهايم و در وقت سوار شدن بر اين قطار هم پوشيده و محجوب سوار مىشويم و قادر به كنترل همه شرايط هستيم چنان پيش مىرويم كه دنياى مدرن و عقبى و آخرت آباد را يكجا با هم خواهيم داشت.
آنان در حالىكه بر اين قطار سوار مىشوند، دچار وهمند. اين قطار بر ريلى سوار گشته كه ايستگاه به ايستگاه پيش آمده و به ايستگاه بيستم رسيده است. مسلمانان گمان بردهاند، پس از سوار شدن بر اين قطار، در همهچيز تصرّف خواهند كرد و حتّى سمت و سوى قطار را نيز عوض خواهند كرد.
\* آيا مىخواهيد بگوييد كه آنچه كه به عنوان ناهنجارى جنسى بدان مبتلائيم نتيجه سوار شدن بر قطار مدرنيته است؟
در وجه بسيار مهمّى همين است.
از آن روزى كه بر اين قطار سوار مىشديم، قابل پيشبينى بود كه در مناسبات اجتماعى هم غوغايى خواهيم شد. نمىخواستيم باورش كنيم.
ما در گمان خود و در حالىكه سوار بر قطار مدرنيته به سوى مقصد و مأواى تعريف شده براى مدرنيته مىرفتيم، در خيال خود، سير در عالم معنا مىكرديم. حال هم گمان مىكنيم در سير و سفر به عالم معنا و معنويت و تجربه حوزه فرهنگى و تمدّنى دينى، به ناگهان مبتلاى ويروس وارداتى بىحيايى شدهايم. خير! چنين نيست.
مىخواستم عرض كنم، ناهنجارىهاى جنسى عارض شده بر مناسبات فردى و اجتماعى امروز سرزمينهاى اسلامى، در وجه بسيار مهمّى، نتيجه طبيعى و ناگزير سوار شدن بر اين قطار مدرن است. از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
با اين تفاوت كه غربيان، پس از چهارصد سال و با طىّ مراتب و ساحات نظرى فرهنگى مدرنيته و پس از تجربه مدرنيزاسيون تمام عيار حيات