ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - پديده اى به نام هارون يحيى
آن روحانى، فتح الله گولن بود. آمريكا اين خطوط موازى را ايجاد مىكند و يك نسخه بدل را در يك مترى خودش قرار مىدهد تا در مواقع لزوم بتواند از آن به نحو احسن استفاده كند. اردوغان به هرحال مسلمان است و آمريكا هم مىداند كه براى پيشبرد اهداف شوم خود، به مسلمانها نمىشود اعتماد كرد. ماجراى رسوايى اقتصادى تركيه كه سال گذشته خيلى رسانهاى شد، كار همينها بود.
يك نكته خيلى مهم را هم لازم است در اينجا متذكّر شوم. در دوره ما، اتّفاقات آنقدر سريع رخ مىدهد و جلو مىرود كه ما از آنها عقب مىافتيم. علاوه بر آن، كسانى كه در مسير رسانهها قرار مىگيرند، آنقدر بمباران اطّلاعاتى مىشوند كه قبل از اينكه يك مطلب را بفهمند، آن يكى اتّفاق مىافتد و انسان ناچار مىشود اين را رها كند يا به ديگرى بسپارد. من هم آن را به فردى پشت سر خودم مىسپارم؛ چون اتّفاق و خبر بزرگترى در اين فاصله رخ داده است؛ امّا چرا خود سردمداران رسانهها گيج نمىشوند؟ چون طرّاح اين سناريو هستند و روش و محتوا را هم براى فرزند و نوههايشان به ارث مىگذارند. از آنجا كه ما خودمان اين مسائل را ياد نگرفتهايم، نمىتوانيم آن را به ديگران هم ياد بدهيم. اساساً كارى كردهاند كه ما هيچ وقت به هم اعتماد نمىكنيم و مسلمانها كاملًا از هم جدا شدهاند؛ سنّى به شيعه اعتماد نمىكند و در خود شيعه هم اين يكى به آن يكى اعتماد نمىكند؛ مثلًا يكى ترك است، يكى فارس و .... روى همه اينها به موقع خوب كار شده است. آنقدر فارسها براى تركها و تركها براى فارسها و كردها و عربها جوك گفتهاند كه ديگر از چشم هم افتادهاند. به همين علّت است كه وقتى در «ايران»، يك امام خمينى هم بيايد و شاه را زمين بزند، اين تلّقى وجود دارد كه بالأخره خمينى يك فارس است. خدا امام را رحمت كند. بسيار آدم بزرگى بود و اصالتاً هندى و نهايتاً عرب. امّا چه لزومى دارد كه اين مسائل مطرح شود؟ آنقدر اين روى اين واژهها كار كردهاند كه هميشه طيفى را تحت تأثير قرار مىدهد و در مواقع لازم، از آن به خوبى استفاده مىكنند. از اين جنس مطالب و عناوين هم زياد است: حرّيت، دين، مذهب، ظهور (زبان، قيافه، رنگ). خلاصه هرچه داشته باشيم براى آنها مهم است و روى آن كار كردهاند.
\* مقدّمه اجمالى و خوبى بود و فكر كنم بتوانيم به خود هارون يحيى بپردازيم.
باز لازم است مطلب ديگرى را قبل از ورود به موضوع عدنان اكتار يا همان هارون يحيى، يادآور شوم. روحانى مشهورى در تركيه است كه به هارون حجا (حجه) شهرت دارد. «حجه» در تركيه، يعنى روحانى، حاج آقا و حجّت الاسلام. استاد را هم حجا مىگويند.
وى فردى انقلابى بود و در زمان پيروزى انقلاب ايران از آن طرفدارى كرد. ما هم از طريق يك روحانى بسيار قوى و قدر ديگرى، به نام صدرالدّين با امام خمينى، شهيد مطهّرى و بقيه آشنا شديم. هارون حجه، سال ٥٥ مطالبى را از بزرگان ايران ترجمه كرده بود. او در تركيه صاحب نفوذ و مقام فتواى اربكان، استاد اردوغان بود. هارون خيلىها را تحت تأثير نظرها و حرفهاى انقلابى ايشان قرار داد. هارون حجا، بعد از اينكه فهميد خمينى كيست و به هيچيك از كشورهاى «شوروى»، «آمريكا» و «انگليس» وابستگى ندارد و صرفاً يك روحانى مسلمان است كه حركتى را در ايران شروع كرده شروع به ترويج آراء و انديشههاى ايشان كرد كه خيلى هم تأثيرگذار بود.
هارون يحيى اسم هارون را از اينجا انتخاب كرده و اين حركت بسيار حساب شده و شيطنتآميزى بوده است.
\* يعنى اسمش را از آن روحانى انقلابى و محبوب گرفته است؟
بله. زيرا آن بنده خدا الآن خيلى ساكت شده و اصلًا به كسى كارى ندارد؛ چون كار ديگرى نمىتواند بكند.
هارون يحيى اوّل اين اسم را كه سابقه خوبى داشت، براى خودش انتخاب كرد. بعد از مدّتى هم پنهان شد و فقط اطرافيان خودش مىدانستند او كيست. هارون يحيى گاهى اسم اربكان را استفاده مىكرد. در ايران هم خيلىها خوشحال شدند كه او دارد اسرار شواليههاى معبد و ماسونها را مىنويسد و اين در حالى بود كه داشت مقدّمهچينى مىكرد تا روزى بگويد اسم من خيلى بزرگتر از اسم اربكان است؛ چه رسد به هارون حجه. او بعدها از دكتر احمدى نژاد و حتّى آيت الله خامنهاى با تعبيرى مثل برادر من و مجاهد بزرگ ياد مىكرد كه بگويد آنها همتاى من هستند. اين همان روش معاويه است. من اين مطلب را از مرحوم علّامه عسكرى شنيدم كه معاويه، نامه مىنويسد به والى فلان شهر، مىگويد از اين به بعد، هر فضيلتى براى على در احاديث نقل شده براى خلفا هم بايد ساخته شود ...
در مرحله بعد، هارون يحيى سراغ بعضى از ژنرالهاى تركيه رفت. عدّهاى از آن ژنرالها به هر حركت مذهبى و اسلامنما حسّاسيت داشتند؛ چون با اسرائيلىها كار مىكردند. او اينها را با زن و دختر و ... به دام مىانداخت و فريب مىداد. ماجرا كه لو رفت، عدنان اكتار دستگير شد و او را به زندان انداختند. البتّه در واقع بيمارستان بيماران روانى بود نه زندان.
او خودش نقل مىكرد چيزهايى به من در بيمارستان روانى تزريق كردند و تحت فشار قرار گرفتم. بعد از آن تبرئه شدم. اتّهام عدنان اكتار اين بود كه دخترهاى پولدار را جذب مىكند و از آنها براى ارتباط با مقامات، شكار كردن سياسىها، اطّلاعات جمع كردن از نظامىها و امنيّتىها، در شبكهاى كه راه انداخته است، سوء استفاده مىكند. او از اوّل چنين اسلامى داشت. در محيطى بسيار مرفّه زندگى مىكرد و با افراد عادى كارى نداشت. فقط سراغ بسيار پولدارها مىرفت. حتّى با پولدارهاى معمولى كارى نداشت، پولدارهايى كه زبان قوى داشتند و شيرين زبان بوده و خوب حرف مىزدند و روى ديگران تأثير مىگذاشتند.
بيشتر آن پولدارها، نياز به يك احساس روانى معنوى داشتند؛ امّا همزمان مىخواستند كه راه برايشان باز باشد تا هر كارى دلشان مىخواهد، بكنند؛ مثلًا اگر مىخواهند مشروب بخورند، راحت باشند و به قول معروف، همين قدر كه دلشان پاك باشد و با آيه و حديث حالى بكنند، كافى است. هارون يحيى ابتدا، به عنوان يك مبارز قوى در مقابل صهيونيستها و ژنرالها معرفى شد و همانند اردوغان مشهور شد. در تركيه، اين يك روش است كه براى بالا بردن يك نفر، اوّل با او برخورد مىكنند تا اعتماد مردم را جلب كنند. اردوغان هم قبل از اينكه نخست وزير شود، دستگير شد. آن هم به جرم خواندن يك شعر.