ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفتاد و سه
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
ترديد ميش بر كناره جويبار
٤ ص
(٤)
راز برهنگى در عصر غلبه تكنولوژى (بخش اوّل)
٦ ص
(٥)
اشاره
٧ ص
(٦)
جايگاه قيامتى اميرالمؤمنين (ع)
١٣ ص
(٧)
1) جايگاه اهل نعمت
١٣ ص
(٨)
2) على (ع) بر بلنداى اعراف
١٤ ص
(٩)
3) موذّن سراى باقى
١٧ ص
(١٠)
4) شاخه هاى يك درخت
١٧ ص
(١١)
5) مورد استقبال فرشتگان
١٧ ص
(١٢)
6) علمدار رستگاران
١٧ ص
(١٣)
7) سوق دهنده
١٨ ص
(١٤)
8 قسيم النّار و الجنّه
١٨ ص
(١٥)
9 رخصت دهنده بهشت
١٨ ص
(١٦)
10) ساقى كوثر
١٩ ص
(١٧)
نتيجه گيرى
١٩ ص
(١٨)
روزشمار ظهور تا قيامت
٢١ ص
(١٩)
از ظهور تا قيامت
٢٣ ص
(٢٠)
1) ظهور اصغر
٢٣ ص
(٢١)
2) آستانه ظهور (آغاز فعّاليت هاى سفيانى و يمانى)
٢٣ ص
(٢٢)
3) ظهور محدود صيحه تا شهادت نفس زكيّه
٢٣ ص
(٢٣)
4) آغاز دعوت شهادت نفس زكيّه تا عاشورا
٢٣ ص
(٢٤)
5) ظهور اكبر عاشورا
٢٤ ص
(٢٥)
6) عاشورا تا ربيع الاوّل سال اوّل ظهور
٢٤ ص
(٢٦)
7) بازگشت مسيح (ع) و پايان بخشيدن به جريان سفيانى
٢٤ ص
(٢٧)
8 جنگ با يهود و سلطه بر خاورميانه
٢٤ ص
(٢٨)
9 دعوت جهانى
٢٤ ص
(٢٩)
10) نبرد اوّل با اهل كتاب و غربيان تا صلح با غرب
٢٥ ص
(٣٠)
11) نبرد دوم با غرب و شكست آنان
٢٥ ص
(٣١)
12) شورش دجّال و كشته شدن
٢٥ ص
(٣٢)
13) نبرد با يأجوج و مأجوج
٢٦ ص
(٣٣)
14) نبرد با ابليس و مرگ او
٢٦ ص
(٣٤)
15) حكومت جهانى
٢٦ ص
(٣٥)
16) وفات مسيح
٢٦ ص
(٣٦)
17) رجعت
٢٦ ص
(٣٧)
18) مقدّمات قيامت
٢٦ ص
(٣٨)
بيت المقدّس در قرآن
٢٧ ص
(٣٩)
مبارزه اسلامى مقدّس براى بازشناسى حقوق خداوند متعال به عنوان حقوق برتر
٢٧ ص
(٤٠)
دغدغه عجيب و غريب اروپا، نسبت به سرزمين مقدّس فلسطين
٣٠ ص
(٤١)
شمارش معكوس مجازات نهايى خداوند براى صهيونيست ها آغاز شده است
٣١ ص
(٤٢)
گلستانه
٣٤ ص
(٤٣)
ماه رمضان
٣٤ ص
(٤٤)
سلام بر رمضان
٣٤ ص
(٤٥)
شكافتن فرق «آفتاب»
٣٥ ص
(٤٦)
نور على (ع)
٣٥ ص
(٤٧)
پديده اى به نام هارون يحيى
٣٦ ص
(٤٨)
زيارت آل ياسين (2)
٤٣ ص
(٤٩)
خاندان حميرى
٤٣ ص
(٥٠)
فرزندان عبدالله بن جعفر
٤٣ ص
(٥١)
توقيعات محمّد بن عبدالله بن جعفر
٤٤ ص
(٥٢)
1) به روايت مرحوم طبرسى
٤٤ ص
(٥٣)
2) به روايت ابن مشهدى
٤٤ ص
(٥٤)
3) به روايت سيّد ابن طاووس
٤٤ ص
(٥٥)
نكاتى چند درباره زيارت آل ياسين
٤٦ ص
(٥٦)
محتواى زيارت آل ياسين
٤٧ ص
(٥٧)
ويژه نامه جمعيت
٤٩ ص
(٥٨)
نظم نوين جهانى و سياست هاى كنترل جمعيّت
٥٠ ص
(٥٩)
مقدّمه
٥٠ ص
(٦٠)
هنرى كسينجر
٥١ ص
(٦١)
جك كاستيو
٥٢ ص
(٦٢)
شاهزاده فيليپ
٥٢ ص
(٦٣)
رابرت مك نامارا
٥٢ ص
(٦٤)
ديويد گرابر
٥٢ ص
(٦٥)
برتراند راسل
٥٢ ص
(٦٦)
دكتر سام كين
٥٢ ص
(٦٧)
دكتر اريك پينكاس
٥٣ ص
(٦٨)
كينگسلى ديويس
٥٣ ص
(٦٩)
وامّا نشست مذاكره بين المللى در رشد منفى جمعيت
٥٤ ص
(٧٠)
قهرمان اخته
٥٥ ص
(٧١)
الگوى جمعيّتى در جهان اسلام
٥٦ ص
(٧٢)
گزارش انديشكده بلفر از تغيير
٥٦ ص
(٧٣)
مقدّمه
٥٦ ص
(٧٤)
كاهش باردارى مسلمانان بيش از متوسط نرخ جهانى؛ ايران در صدر!
٥٦ ص
(٧٥)
عامل اقتصادى تنها دليل كاهش باردارى نيست
٥٧ ص
(٧٦)
سرايت فرهنگ غربى زندگى مجرّدى به كشورهاى مسلمان
٥٧ ص
(٧٧)
آينده كشورهاى مسلمان، كاهش نيروى كار و افزايش جمعيت بازنشسته
٥٧ ص
(٧٨)
آموزش و سياست ضدّ مولّد
٥٨ ص
(٧٩)
فردگرايى
٥٩ ص
(٨٠)
مصرف گرايى
٦٠ ص
(٨١)
دور شدن از اصالت هاى خانواده
٦١ ص
(٨٢)
طولانى بودن دوره تحصيل
٦١ ص
(٨٣)
بالا رفتن سنّ ازدواج
٦١ ص
(٨٤)
وجود نداشتن سياست هاى مثبت و مؤثّر
٦٢ ص
(٨٥)
آموزش هاى رسمى و غيررسمى
٦٢ ص
(٨٦)
بازى يا آموزش
٦٣ ص
(٨٧)
نگاهى به بازى موبايلى Pou
٦٣ ص
(٨٨)
سرآغاز هنرهاى نمايشى
٦٤ ص
(٨٩)
هنگامه اى براى ورود هنرى تازه
٦٤ ص
(٩٠)
تاريخچه آواتاريسم
٦٤ ص
(٩١)
بستر آواتاريسم بازى
٦٥ ص
(٩٢)
نگاهى به بازى مادر نگهدارنده بچّه(Babysitting Mama)
٦٥ ص
(٩٣)
دوزخ به جاى عدن
٦٦ ص
(٩٤)
اسلام و نياز به نگاه استراتژيك به مسئله جمعيت
٦٨ ص
(٩٥)
كره زمين به مثابه مادر
٧٠ ص
(٩٦)
مهدى در لباس حزب الله
٧٢ ص
(٩٧)
مواجهه جمعيت مؤمن با كافر
٧٣ ص
(٩٨)
جنگ ناتمام حق و باطل
٧٣ ص
(٩٩)
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران
٧٥ ص
(١٠٠)
نگاهى به تنظيم خانواده در ايران و آمريكا
٧٦ ص
(١٠١)
زن روز
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - پديده اى به نام هارون يحيى

آن روحانى، فتح الله گولن‌ بود. آمريكا اين خطوط موازى را ايجاد مى‌كند و يك نسخه بدل را در يك مترى خودش قرار مى‌دهد تا در مواقع لزوم بتواند از آن به نحو احسن استفاده كند. اردوغان به هرحال مسلمان است و آمريكا هم مى‌داند كه براى پيشبرد اهداف شوم خود، به مسلمان‌ها نمى‌شود اعتماد كرد. ماجراى رسوايى اقتصادى تركيه كه سال گذشته خيلى رسانه‌اى شد، كار همين‌ها بود.

يك نكته خيلى مهم را هم لازم است در اينجا متذكّر شوم. در دوره ما، اتّفاقات آن‌قدر سريع رخ مى‌دهد و جلو مى‌رود كه ما از آنها عقب مى‌افتيم. علاوه بر آن، كسانى كه در مسير رسانه‌ها قرار مى‌گيرند، آن‌قدر بمباران اطّلاعاتى مى‌شوند كه قبل از اينكه يك مطلب را بفهمند، آن يكى اتّفاق مى‌افتد و انسان ناچار مى‌شود اين را رها كند يا به ديگرى بسپارد. من هم آن را به فردى پشت سر خودم مى‌سپارم؛ چون اتّفاق و خبر بزرگ‌ترى در اين فاصله رخ داده است؛ امّا چرا خود سردمداران رسانه‌ها گيج نمى‌شوند؟ چون طرّاح اين سناريو هستند و روش و محتوا را هم براى فرزند و نوه‌هايشان به ارث مى‌گذارند. از آنجا كه ما خودمان اين مسائل را ياد نگرفته‌ايم، نمى‌توانيم آن را به ديگران هم ياد بدهيم. اساساً كارى كرده‌اند كه ما هيچ وقت به هم اعتماد نمى‌كنيم و مسلمان‌ها كاملًا از هم جدا شده‌اند؛ سنّى به شيعه اعتماد نمى‌كند و در خود شيعه هم اين يكى به آن يكى اعتماد نمى‌كند؛ مثلًا يكى ترك است، يكى فارس و .... روى همه اينها به موقع خوب كار شده است. آن‌قدر فارس‌ها براى ترك‌ها و ترك‌ها براى فارس‌ها و كردها و عرب‌ها جوك گفته‌اند كه ديگر از چشم هم افتاده‌اند. به همين علّت است كه وقتى در «ايران»، يك امام خمينى هم بيايد و شاه را زمين بزند، اين تلّقى وجود دارد كه بالأخره خمينى يك فارس است. خدا امام را رحمت كند. بسيار آدم بزرگى بود و اصالتاً هندى و نهايتاً عرب. امّا چه لزومى دارد كه اين مسائل مطرح شود؟ آن‌قدر اين روى اين واژه‌ها كار كرده‌اند كه هميشه طيفى را تحت تأثير قرار مى‌دهد و در مواقع لازم، از آن به خوبى استفاده مى‌كنند. از اين جنس مطالب و عناوين هم زياد است: حرّيت، دين، مذهب، ظهور (زبان، قيافه، رنگ). خلاصه هرچه داشته باشيم براى آنها مهم است و روى آن كار كرده‌اند.

\* مقدّمه اجمالى و خوبى بود و فكر كنم بتوانيم به خود هارون يحيى بپردازيم.

باز لازم است مطلب ديگرى را قبل از ورود به موضوع‌ عدنان اكتار يا همان‌ هارون يحيى‌، يادآور شوم. روحانى مشهورى در تركيه است كه به‌ هارون حجا (حجه) شهرت دارد. «حجه» در تركيه، يعنى روحانى، حاج آقا و حجّت الاسلام. استاد را هم حجا مى‌گويند.

وى فردى انقلابى بود و در زمان پيروزى انقلاب ايران از آن طرفدارى كرد. ما هم از طريق يك روحانى بسيار قوى و قدر ديگرى، به نام‌ صدرالدّين‌ با امام خمينى، شهيد مطهّرى‌ و بقيه آشنا شديم. هارون حجه، سال ٥٥ مطالبى را از بزرگان ايران ترجمه كرده بود. او در تركيه صاحب نفوذ و مقام فتواى‌ اربكان‌، استاد اردوغان بود. هارون خيلى‌ها را تحت تأثير نظرها و حرف‌هاى انقلابى ايشان قرار داد. هارون حجا، بعد از اينكه فهميد خمينى كيست و به هيچيك از كشورهاى «شوروى»، «آمريكا» و «انگليس» وابستگى ندارد و صرفاً يك روحانى مسلمان است كه حركتى را در ايران شروع كرده شروع به ترويج آراء و انديشه‌هاى ايشان كرد كه خيلى هم تأثيرگذار بود.

هارون يحيى اسم هارون را از اينجا انتخاب كرده و اين حركت بسيار حساب شده و شيطنت‌آميزى بوده است.

\* يعنى اسمش را از آن روحانى انقلابى و محبوب گرفته است؟

بله. زيرا آن بنده خدا الآن خيلى ساكت شده و اصلًا به كسى كارى ندارد؛ چون كار ديگرى نمى‌تواند بكند.

هارون يحيى اوّل اين اسم را كه سابقه خوبى داشت، براى خودش انتخاب كرد. بعد از مدّتى هم پنهان شد و فقط اطرافيان خودش مى‌دانستند او كيست. هارون يحيى گاهى اسم‌ اربكان‌ را استفاده مى‌كرد. در ايران هم خيلى‌ها خوشحال شدند كه او دارد اسرار شواليه‌هاى معبد و ماسون‌ها را مى‌نويسد و اين در حالى بود كه داشت مقدّمه‌چينى مى‌كرد تا روزى بگويد اسم من خيلى بزرگ‌تر از اسم اربكان است؛ چه رسد به هارون حجه. او بعدها از دكتر احمدى نژاد و حتّى‌ آيت الله خامنه‌اى‌ با تعبيرى مثل برادر من و مجاهد بزرگ ياد مى‌كرد كه بگويد آنها همتاى من هستند. اين همان روش‌ معاويه‌ است. من اين مطلب را از مرحوم علّامه عسكرى‌ شنيدم كه معاويه، نامه مى‌نويسد به والى فلان شهر، مى‌گويد از اين به بعد، هر فضيلتى براى على در احاديث نقل شده براى خلفا هم بايد ساخته شود ...

در مرحله بعد، هارون يحيى سراغ بعضى از ژنرال‌هاى تركيه رفت. عدّه‌اى از آن ژنرال‌ها به هر حركت مذهبى و اسلام‌نما حسّاسيت داشتند؛ چون با اسرائيلى‌ها كار مى‌كردند. او اينها را با زن و دختر و ... به دام مى‌انداخت و فريب مى‌داد. ماجرا كه لو رفت، عدنان اكتار دستگير شد و او را به زندان انداختند. البتّه در واقع بيمارستان بيماران روانى بود نه زندان.

او خودش نقل مى‌كرد چيزهايى به من در بيمارستان روانى تزريق كردند و تحت فشار قرار گرفتم. بعد از آن تبرئه شدم. اتّهام عدنان اكتار اين بود كه دخترهاى پولدار را جذب مى‌كند و از آنها براى ارتباط با مقامات، شكار كردن سياسى‌ها، اطّلاعات جمع كردن از نظامى‌ها و امنيّتى‌ها، در شبكه‌اى كه راه انداخته است، سوء استفاده مى‌كند. او از اوّل چنين اسلامى داشت. در محيطى بسيار مرفّه زندگى مى‌كرد و با افراد عادى كارى نداشت. فقط سراغ بسيار پولدارها مى‌رفت. حتّى با پولدارهاى معمولى كارى نداشت، پولدارهايى كه زبان قوى داشتند و شيرين زبان بوده و خوب حرف مى‌زدند و روى ديگران تأثير مى‌گذاشتند.

بيشتر آن پولدارها، نياز به يك احساس روانى معنوى داشتند؛ امّا همزمان مى‌خواستند كه راه برايشان باز باشد تا هر كارى دلشان مى‌خواهد، بكنند؛ مثلًا اگر مى‌خواهند مشروب بخورند، راحت باشند و به قول معروف، همين قدر كه دلشان پاك باشد و با آيه و حديث حالى بكنند، كافى است. هارون يحيى ابتدا، به عنوان يك مبارز قوى در مقابل صهيونيست‌ها و ژنرال‌ها معرفى شد و همانند اردوغان‌ مشهور شد. در تركيه، اين يك روش است كه براى بالا بردن يك نفر، اوّل با او برخورد مى‌كنند تا اعتماد مردم را جلب كنند. اردوغان هم قبل از اينكه نخست وزير شود، دستگير شد. آن هم به جرم خواندن يك شعر.