ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - حدّ قدرت شيطان در گمراه كردن
اهل بيت (ع) غالب آيات مربوط به قيامت، گاهى به روز ظهور مهدى و گاهى به روز رجعت و گاهى به روز قيامت تفسير شده و اين بدان جهت است كه هر سه روز در اينكه روز بروز حقايقند، مشتركند؛ هر چند كه بروز حقايق در آنها مختلف و داراى شدّت و ضعف است. بنابراين حكم قيامت در آن دو روز ديگر هم جارى است.[١]
و نهايت اينكه شيطان راهى به سوى نجات و سعادت نخواهد داشت و تا وقت معلوم بنابر تفسيرى كه گذشت، خداوند به او مهلت داده است و وعيد جهنّم به شيطان و پيروان او داده شده است؛ چنانكه خداى متعال در آيه ٨٥ سوره (ص) مىفرمايد:
«لَأَمْلَأَنَّجَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ؛ هر آينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگىشان خواهم انباشت.» اين آيه در حقيقت پاسخى است از خداى سبحان به ابليس كه مشتمل بر قضايايى است كه خدا عليه ابليس و پيروانش رانده و به زودى همه را داخل جهنّم كرده و مشمول خلود در عذاب الهى هستند و خداوند به حقّ سوگند ياد مىكند و حقّ مىگويد كه جهنّم را از شيطان و پيروانش پر مىكند. اين جمله و اين آيه كه با الفاظ تأكيد هم همراه است، مبيّن اين معناست كه كمترين ترديد و شكّى در اين باره به خود راه ندهيد كه براى شيطان و پيروانش راه نجاتى نيست و ادامه خطّ آنها به دارالبوار منتهى مىگردد.
در مورد عاقبت و فرجام نهايى شيطان، برخى از اهل تصوّف هم نظرگاه[٢] ديگرى دارند كه به دليل سست، بىپايه و بىاساس بودن اين قول، از ذكر آن خوددارى مىكنيم.
مردان الهى كه به جايى رسيدهاند و به قرب الهى نائل شدهاند، با ياد خدا و ذكر او هميشه دلهاى خويش را جلا دادهاند و نگذاشتهاند كه شيطان بر آنها تسلّط يابد و ما نيز بايد با استمداد از رحمت پيكران الهى، هميشه به ياد خدا باشيم و با ذكر نام و ياد او، شيطان را از خود برانيم. چنانكه علّامه نراقى مىگويد:
تا كه دل با ياد حق باشد قرين، مىنيايد ره در آنجا آن لعين
دل چو شد خالى ز ياد كردگار، منزل شيطان و ديو و دشتيار[٣]
سرانجام شيطان با مريدان خود
در آيه ٢٢ سوره ابراهيم، هشت مسئله را خدا درباره شيطان مطرح كرده است؛ از جمله روش و اخلاق او را بيان مىكند و همچنين وضع انسان را در قيامت در مقابل او توضيح مىدهد. خداوند مىفرمايد:
«وَقالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ؛
و چون كار از كار گذشت [و داورى صورت گرفت] شيطان مىگويد در حقيقت خدا به شما وعده داد، وعده راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف كردم و مرا بر شما هيچ تسلّطى نبود، جز اينكه شما را دعوت كردم و اجابتم نموديد، پس مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد، من فريادرس شما نيستم و شما هم فريادرس من نيستيد، من به آنچه پيش از اين مرا [در كار خدا] شريك مىدانستيد كافرم. آرى ستمكاران عذابى پُر درد خواهند داشت.»
افعال در آيه ماضى است؛ يعنى شيطان برنامههايى كه در دنيا بر انسان گذشته است، بيان مىكند؛ آن روزى كه در دنيا بوديد، يقيناً هر وعدهاى را كه پروردگار به شما داد، وعده حق و راست بود.
اگر به شما در دنيا اعلام كرد كه بعد از مرگ، عالم برزخ و بعد از برزخ، قيامت و دادگاه هست، در قيامت، ميزانِ سنجش، صراط، بهشت و جهنّم هست، تمام آنها درست بود:
«إِنَّاللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ»
اين وعده خداست. من آمدم در برابر وعده خدا موضعگيرى كردم و به شما وعده دادم؛ امّا همه وعدههاى من دروغ، پوك و پوچ بود.
من در دنيا به شما وعده دادم كه بعد از مرگ هيچ خبرى نيست، گفتم: از بهشت و جهنّم خبرى نيست، اين قرآن نازل شده خدا نيست و دستنويس پيغمبر (ص) است، همه دروغ بود.
من شما را با وعدههاى دروغ خودم، نسبت به وعدههاى پروردگار در شكّ و شبهه انداختم:
«إِنَّاللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ»
از اين قسمت آيه معلوم مىشود كه هر كسى در برابر وعدههاى خدا در قرآن يا در زمان انبياء موضعگيرى كند، شيطان است.
حدّ قدرت شيطان در گمراه كردن
جمله دوم آيه خيلى دقيق است:
«وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ»
درست است كه من شيطان بودم؛ ولى من هيچگونه تسلّطى بر شما نداشتم. من قدرت پيدا نكردم كه شما را به گناه مجبور كنم، چنين قدرتى به من نداده بودند.
من هيچ سلطهاى بر شما نداشتم. كار من اين بود كه: