ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - انسان و شيطان
انسان و شيطان
اسماعيل شفيعى سروستانى
سير و سفر در عالم غربى همه را مبتلا به علوم تجربى محض كرد. ذهن و زبان و رويكرد ساكنان شرق و غرب عالم را ديگرگون ساخت. مجال گفتوگو و پرس و جو از ماوراء الطّبيعه را از بين برد و واقعيّت مسلّم درباره ساكنان عوالم ديگر و عملكرد آنان را خرافه جلوه داد و بشر گمان برد، هر چه هست در همين عالم محسوس و مشهود است و هر كه هست، همين انسان است كه يله و سر خود، بر پهنه خاك راه مىرود و هر چه خواست مىكند و مستقلّ و بىنياز، رقم زننده به همه سرنوشتهاست.
سالها پى در پى گذشتند، نسلها عوض شدند، آموزههاى سنّتى و علوم دينى مهجور شدند و علم دنيازده و سكولار، دايرمدار همه امور شد؛ در حالى كه به رغم گمان بشر غربزده، به تأييد كتب آسمانى و تجربه هزاران سال حيات بشر بر كره خاك، اين عوالم و ساكنانش از هزاران سال پيش از خلقت آدم (ع)، آفريده شدند، زاد و ولد كردند و از آن پس تا برپايى قيامت كبرا نيز دوش به دوش انسانها مىزىاند؛ دوستى مىكنند؛ كين مىورزند و در بسيارى از عموم وقايع و حوادث جارى در عرصه هستى نقش مىآفرينند.
ابليس و جنود شيطانىاش نيز در زمين يكى از مهمترين مخلوقات بودند كه به اذن الله پاى به عرصه وجود گذاردند و در اثر نافرمانى از اوامر و نواهى خداوند، لباس دشمنترين دشمنان انسان و اديان را به تن كردند؛ در حالى كه درباره حضور و عمل اين طايفه كه حجم بزرگى از پيرامونيان انسان را به خود اختصاص دادهاند، غفلت مىورزيم.
مرحوم علّامه طباطبايى (ره) در تفسير شريف «الميزان» در خصوص غفلت همگانى انسانها از شيطان و خطرات او مىفرمايد:
موضوع ابليس نزد ما امرى مبتذل و پيش پا افتاده شده كه اعتنايى به آن نداريم، جز اينكه روزى چند بار او را لعنت كرده، از شرّش به خدا پناه ببريم و بعض افكار پريشان خود را با اين جهت كه از ناحيه اوست، تقبيح كنيم؛ وليكن بايد دانست كه اين موضوع موضوعى است بسيار قابل تأمّل و شايان دقّت و بحث و متأسّفانه تاكنون درصدد برنيامدهايم تا ببينيم «قرآن كريم» درباره حقيقت اين موجود عجيب كه در عين اينكه از حواسّ ما غايب است، تصرّفات عجيبى [نيز] در عالم انسانيّت دارد، چه مىگويد؟ و چرا نبايد درصدد برآييم؟ چرا در شناختن اين دشمن خانگى و درونى خود بىاعتناييم؟ دشمنى كه از روز پيدايش بشر تا روزى كه بساط زندگىاش برچيده مىشود؛ بلكه حتّى پس از مردنش هم دست از گريبان