ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - مراتب ولايت
حضرت ختمى مرتبت (ص)، باب نبوّت و رسالت براى هميشه بسته شد و پيامبر اكرم (ص) به عنوان آخرين پيامبر و رسول معرفى شدند.
با ختم رسالت، تمامى نيازهاى آدمى براى رسيدن به سعادت، از طريق كتاب و نبوّت تشريعى حاصل شده است. از آنجا كه خداوند انسان را مختار و مسئول آفريده و در آخرت نيز هر كس را به كيفر اعمالش مىرساند، بر اساس قول فقها و قاعده «قبح عقاب بلا بيان؛ زشتى عقاب و كيفر بدون بيان راه و چاره.»، با اعزام سفيران و پيامآوران خود، احكام و تكاليف الهى را بيان داشته و حجّت را تمام كرده است؛ زيرا پس از ابلاغ حكم و وحى براى كسى جاى عذر آوردن و بهانه باقى نمىماند.
رابطه نبوّت و ولايت، همواره مورد بحث و مورد توجّه عارفان بوده است.
«ولايت»، اعم از نبوّت در «رسالت» است و «نبوّت»، اعمّ از رسالت و اخصّ از ولايت است. ولايت جنبه حقّانى ابدى است كه هرگز قطع نمىشود؛ ولى نبوّت نسبت به خلق و پايانپذير است. بنابراين ولايت سه مظهر دارد:
١. ولى غير نبى، مانند اولياى امّت اسلامى (امامان)؛
٢. نبى غير رسول، مانند انبياى بنىاسرائيل كه پيرو حضرت موسى (ع) بودند؛
٣. رسول، مانند ابراهيم خليل (ع) و موسى كليم (ع) و محمّد امين (ص).[١]
با توجّه به آنچه گفته شد، محقّقاً ولايت با نبوّت پيوند دارد و به نظر برخى ولايت خود، نوعى نبوّت ابنايى است و نه تشريعى و نبوّت نيز مستلزم ولايت است و هنگامى كه ولايت به انتها رسيد، نبوّت آغاز مىگردد.[٢]
نتيجه آنكه، انبيا در وراى نبوّت و رسالت خويش كه مرتبط با نشئه ظاهرى و دنيوى آنهاست، از ولايتى برخوردارند كه آنها را به حقايق باطنى و نشئه اخروى مرتبط مىكند.
اساساً، نبوّت و رسالت بدون پشتوانه ولايت، تحقّق پذير نيست؛ زيرا ولايت جنبه حقّانى و الهى نبى و رسول را تأمين مىكند و اين ولايت در مقايسه با نبوّت و رسالت، در حكم روح و باطن آنها خواهد بود.[٣]
برترى و فضل انبيا نسبت به هم، به برترى ولايتشان برمىگردد. اين رتبه و برترى ولايت در نبى يا رسولى است كه او را از سايران برتر و افضل ساخته است. برترى انبياى اولوالعزم بر ساير انبيا و رسولان و برترى حضرت نبى اكرم (ص) بر ساير انبياى اولوالعزم به برترى و فضيلت ايشان در ولايت است.
«وِلايت» لازمه نبوّت است. نبى به سبب و ميزان ولايت و مأموريّت محوّله در قلمرويى از امور خلق خدا وارد مىشود و در آنها تصرّف مىكند. اوامر و نواهى صادر مىكند. حقّ و باطل را مىنماياند و نحوه برخورد با طواغيت را ترسيم مىكند. اين تصرّفات به اذن خداوند صورت مىپذيرد.
ولايت ساير انبيا، چه پيامبر مرسل چه غير مرسل، ولايت جزئيّه است و متناسب با مراتبشان، متفاوت مىشود. از آنجا كه نبوّت و رسالت آنها جزئيّه بوده، دايره ولايت آنان نيز جزئيّه است.
علّامه سيّد حسن ميرجهانى طباطبايى (ره)، ولايت را بر دو قسم ١. ولايت جزئيّه، ٢. ولايت كلّيه تقسيم مىنمايد و مىنويسد:
ولايت جزئيّه نيز بر دو قسم است: تحصيلى و غير تحصيلى. ولايت تحصيلى عبارت است از ولايت اوليا و غيرتحصيلى عبارت است از ولايت انبيا.[٤]
ولايت تحصيلى براى غير انبيا است كه به وسيله رياضات نفسانى، تقوا و مجاهدت حاصل مىشود؛ امّا ولايت غير تحصيلى مخصوص انبيا است كه به واسطه افاضات و لياقت ذاتى اعطا شده است. ولايت انبيا فيض ويژه خداوند است كه كسب آن نيازمند طى مراتب و مقدّمات نبوده؛ بلكه از گهواره تا گور آنان داراى ملكه عصمت و لياقت و قابليّت ذاتىاند؛ اگرچه اين استعداد و قابليّت در آنها ذاتاً مختلف و هر يك از ايشان به حسب قابليّت ذاتىاى كه دارند و به قدر علم لدنى كه به آنها افاضه شده، مصون از خطا و لغزش مىباشند.
مأموريّت هر پيغمبرى نسبت به خانواده يا قبيله يا دهكده يا شهر يا مملكتى يا تمام روى زمين، مانند سلاطين روى زمين و قلمرو آنهاست و هر پيغمبرى كه مبعوث شده است بر محل و قلمروى خود، به عنوان ولى و در سمت اولوالامرى، قادر و توانا به هرگونه تصرّفات در آن مىباشد و بر وفق آنچه كه خدا او را مأمور كرده چنانچه شايد و بايد، به تمام معنى مصالح و مفاسد كلّيه امور دنيويّه و اخرويّه همه آنها را عهدهدار خواهد بود، خواه اطاعت او را كنند يا معصيّت او را نمايند و ولى غير نبى را قلمرو و متصرّفاتى نيست و اگر تصرّفى كند، تصرّف او بر وفق درخواست از خدا انجام مىگيرد و تصرّفات او رسميّت ندارد.[٥]
و امّا ولايت كلّيه، مخصوص مخلوقى است كه از حيث صفات كمالى، داراى عالىترين مرتبه و مقدّم بر كلّيه خلايق و آفريدهها باشد؛ يعنى كسى باشد در ميان خلق، كه از حيث مظهر بودن براى صفات خدا از همه مخلوقات مرتبه او اعلا و ارفع باشد؛ زيرا كه اگر در ميان خلق كسى از او بالاتر باشد در مظهريّت، او ولى مطلق نخواهد بود؛ زيرا كه مستلزم آن است كه مفضول بر فاضلى مقدّم باشد؛ يعنى آنكه مرتبه او كه پستتر است، مقدّم باشد بر كسى كه مرتبه او بالاتر است و آن قبيح است.[٦]
آنكه به عنوان خاتم پيامبران، صاحب دين كامل و جهانى است و دايره ولايتش بر كلّ موجودات تا قيامت كبرا على الدّوام مستولى است، داراى مقام ولايت كلّيه نيز هست.
اين ولايت، با فيض و لطف الهى علاوه بر وجود مبارك حضرت خاتم الانبيا و ولى الله الاعظم اميرالمؤمنين (ع) و يازده فرزندش و همچنين فاطمه زهرا (س)، سيّده زنان عالم، اختصاص يافته است.[٧]
براى آنكه صاحب ولايت كلّيه است و به اذن الله بر نفس كلّيه