ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - ولايت مولا
احمد بن على حافظ يكى از بزرگان عامّه و مرد فوقالعادّه و جليل بوده است. وى كتابى دارد به نام «زين الفتى فى شرح سوره هل أتى». از اين كتاب دو جلدى دو نسخه وجود دارد، يكى در «هند» و ديگرى در «كتابخانه سيد بن طاووس (ره)» و در كتابش از آن كتاب روايت كرده كه: «هر كس مىخواهد در علم حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت ابراهيم، حضرت موسى و حضرت عيسى نگاه كند، به على بن ابى طالب بنگرد». على بن ابى طالب (ع) مجسمه تمام علوم انبياست و همه پيامبران هرچه داشتهاند على (ع) حامل تمام آن فضائل و ملكات است. اين روايت را شيعه نقل كرده و اهل تسنّن هم آن را زياد نقل كردهاند. ابوالحمران سلسله سند اين روايت را به ابوبكر رسانده و آن را صحيح دانسته و مىگويد:
از اين روايت استفاده مىشود على بن ابى طالب در صفات با انبيا شريك بود.
او اين مطلب را از خودش و نه به نقل از هيچ سنّى يا شيعهاى نقل مىكند؛ يعنى اينها اين مسائل را مىفهمند. شطحفيه در تفسير و توضيح اين حديث مىگويد:
هر پيغمبرى كه خداوند در قرآن او را به صفت حقيقيه مخصوصى ذكر كرده، على همه آن صفات را داراست و پيامبر او را به همان صفت ستوده است.
او مىگويد: هركدام از حضرات آدم، نوح، ابراهيم، موسى و عيسى هشت صفت مميزه داشتهاند. بعد به بحث درباره علم على بن ابى طالب (ع) مىرسد. در آنجا مىگويد.
مسلمانان همه بر اين اتّفاق نظر دارند كه تمام انسانها بعد از رسول خدا (ص) به علم على بن ابى طالب (ع) نيازمندند و هيچ كس نيست كه به اين علم بى نياز باشد.
او پس از اين مطلب بيان مىكند نيازهاى خليفه اوّل به علم على (ع) خيلى زياد بوده است. بعد از آن نيازهاى خليفه دوم را برمىشمرد و رواياتى را با مضمون نزديك به عبارت «لولا على لهلك عمر؛ اگر على نبود، عمر هلاك مىشد». نقل مىكند كه درمنابع شيعى وجود ندارد. نوبت به عثمان كه مىرسد مىگويد: او خيلى به علم على (ع) نياز داشت و بارها مىگفت: اگر على نبود، عثمان هلاك مىشد. ما در منابع خودمان اين مطلب را نداريم و گمان نمىكنم يك نفر از علماى شيعه بتواند اين عبارت را در منابع خودمان بيابد. او سلسله سند را نقل كرده و پس از آن به نقل از راوى مىگويد:
روزى در خدمت عثمان بودم و صحابه، همه دور او را گرفته بودند. مردى وارد شد و رو به عثمان كرد و پرسيد: يا اميرالمؤمنين مسلمانها درباره اينكه مشركان در قبور خودشان معذّبند يا نه، چه مىگويند؟ عثمان جواب داد كه معلوم است، هر مسلمانى با هر مقدار معلومات دينى مىداند كه شخص مشرك در قبرش دچار عذاب است. وقتى عثمان اين جواب را داد، آن مرد از زير عبايش جمجمهاى در آورد و جلوى عثمان انداخت و گفت اين جمجمه يك مشرك است، آن را لمس كن. آيا حرارتى احساس مىكنى؟ چطور شما چنين صحبتى مىكنيد؟ عثمان مات و متحير مانده بود، چه جواب بدهد. اين دست و آن دست مىكرد شايد يكى از اطرافيانش جوابى براى اين سؤال داشته باشند؛ ولى خبرى از جواب نبود. در اين ميان يكى از صحابه بلند شد و به منزل على بن ابى طالب (ع) رفت و گفت ماجرايى پيش آمده كه لازم است براى جواب دادن به آن تشريف بياوريد. حضرت به ميان جمع كه رسيدند آن شخص