ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٦ - ٣ بيان اوصاف اميرمؤمنان (ع)
٣. سوره نساء (٤)، آيات ٩٥ و ٩٦؛
٤. سوره توبه (٩)، آيات ١٩- ٢٢؛
٥. سوره مائده (٥)، آيه ٦٧؛
٦. سوره مائده (٥)، آيات ٥٤- ٥٦؛
٧. سوره انسان (٧٦)، آيات ٨ و ٩؛
٨. سوره حشر (٥٩)، آيه ٩؛
٩. سوره العمران (٣)، آيه ١٣٤؛
١٠. سوره بقره (٢)، آيه ١٧٧؛
١١. سوره سجده (٣٢)، آيه ١٨؛
١٢. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٢٢؛
١٣. سوره توبه (٩)، آيه ٢٦؛
١٤. سوره توبه (٩)، آيه ١١٩؛
١٥. سوره معارج (٧٠)، آيات ١٩- ٢٣؛
١٦. سوره بقره (٢)، آيه ٢٠٧؛
١٧. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٢٣.
در بخشى از اين زيارت، با اشاره به يكى از آيات قرآن چنين آمده است:
«و أشهد أنّك المعنى بقول العزيز الرّحيم «وَأَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ»[١] ضلّ و الله و أضلّ من اتّبع سواك و عند عن الحق من عاداك؛[٢]
و گواهى مىدهم كه تويى مقصود اين سخن خداى عزيز رحيم [كه فرمود:] «و [بدانيد] اين است راه راست من؛ پس از آن پيروى كنيد و از راههاى [ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مىسازد، پيروى مكنيد» به خدا سوگند كسى كه از غير تو پيروى كند، گمراه شده و [ديگران را نيز] گمراه ساخته و كسى كه با تو دشمنى كند، از حق سرپيچى كرده است».
٢. شرح رويدادهاى گوناگون مرتبط با امام على (ع)
زيارت اميرالمؤمنين (ع) در روز غدير، در واقع، دوره فشرده زندگانى پر فراز و نشيب امام على (ع) از آغاز اسلام تا شهادت آن امام بزرگوار به شمار مىآيد. زائر با خواندن اين زيارت، با رويدادهاى سرنوشتسازى كه در صدر اسلام رخ داده است، آشنا و از نقش و جايگاه تعيين كننده اميرمؤمنان (ع) در اين رويدادها آگاه مىشود.
ويژگى منحصر به فرد اين تاريخ فشرده اين است كه از زبان امام معصومى روايت مىشود كه به دور از هرگونه خطا و اشتباه است.
در زيارت ياد شده، به رويدادهايى چون ليلة المبيت، جنگ بدر، جنگ احزاب، جنگ حنين، جنگ خيبر، غصب خلافت، واقعه غدير، جنگ جمل، نبرد صفّين، جنگ نهروان و شهادت اميرمؤمنان على (ع) اشاره شده است.
امام هادى (ع) در اين زيارت، رويداد غدير خم را اينگونه روايت مىكنند:
«و گواهى مىدهم ... كه خداى تعالى دعاى پيامبرش را درود بر او و خاندانش باد درباره تو مستجاب كرد و سپس به او دستور داد تا مقامى را كه به تو داده براى امّتش آشكار كند تا جايگاه تو را بالا برد؛ برهان تو را آشكار سازد؛ باطلها را از بين ببرد و عذر و بهانهها را برطرف كند. پس چون پيامبر از فتنه و آشوب بدكاران بيمناك و درباره تو از منافقان در هراس بود، پروردگار جهانيان به او وحى كرد: «اى پيامبر، آنچه از جانب پرودگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن و اگر نكنى، پيامش را نرساندهاى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مىدارد»[٣] پس از اين، پيامبر خدا (ص) رنج سفر را بر خود هموار ساخت و در گرماى سخت بيايان به پا خاست. آنگاه خطبهاى ايراد كرد و با نداى بلند، به گونهاى كه همه بشنوند، حكم خدا را ابلاغ كرد. سپس از جمع حاضر پرسيد: «آيا [حكم خدا را] بلاغ كردم؟» گفتند: به خدا سوگند! آرى. سپس فرمود: «خدايا تو گواه باش!». سپس گفت: آيا من [به حكم قرآن] بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟» گفتند: آرى. آنگاه [رسول خدا] دست تو را گرفت و گفت: «هركه من مولاى اويم. اين على مولاى اوست. بار الها! دوست دار، هر كه او را دوست دارد و دشمن دار هر كه او را دشمن دارد و يارى كن، هر كه او را يارى كند و خوار گردان، هر كه او را خوار كند». پس به آنچه خدا درباره تو، بر پيامبرش نازل كرده بود، جز گروه اندكى ايمان نياوردند و بيشتر آنها جز زيان بر خود نيفزودند.[٤]
٣. بيان اوصاف اميرمؤمنان (ع)
يكى ديگر از ويژگىهاى زيارت غدير به اميرمؤمنان على (ع)، اشاره به روايتهاى متعدّدى است كه از پيامبرخاتم (ص) درباره آن حضرت نقل شده است. در بخشى از اين زيارت، خطاب به مولا على (ع) چنين مىخوانيم:
«قلت و الذى نفسى بيده لقد نظر إلى رسول الله صلّى الله عليه و آله أضرب بالسيف قدماً فقال: يا على أنت منّى بمنزله هارون من موسى إلّا أنّه لا نبى بعدى و أعلمك أنّ موتك و حياتك معى و على سنّتى فوالله ما كَذبت و لاكُذبت و لاضَللتُ و لاضُلّ بى و لا نسيت ما عهد إلى ربّى.[٥]
تو خود گفتى: «سوگند به آنكه جانم در دست [قدرت] اوست؛ در حالى كه پيشاپيش همه شمشير مىزدم، پيامبر خدا- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- نگاهى به من كرد و فرمود: «اى على! تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى هستى، جز اينكه پيامبرى پس از من نخواهد بود. تو را آگاه كنم كه زندگى و مرگ تو با من و بر سنّت من است». به خدا سوگند كه من هرگز دروغ نگفتم و پيامبر خدا هم به من دروغ نگفته است و [همچنين] من هرگز گمراه نشدهام و كسى هم به واسطه من گمراه نشده است و